با نام آوران شهر خوي
ابراهيم موسي زاده
عليرضا ذيحق
آچيــن قلبينيــزي آي ائــلـلر بيزه
سيزه تئللي سازلا قوناق گه لميشيك
گه لميشيك مئيداني وئرمه يك غمه
سيزه تئللي سازلا قوناق گه لميشيك
هنر توانائي خاص انساني است كه انسان به مدد آن مي تواند آنچه را كه خود در عالم معنا حس كرده ، به ديگران بفهماند.
اصولاً ، هنر آنجا شروع مي شود كه فلسفه از بيان آن عاجز است . هنر بيش از ديگر اثار انساني از آزادي برخوردار است، تقويت كنندة افكار و تخيلات بوده و الهام بخش مي باشد . از قالبهاي هنري يكي هم موسيقي است كه بقول » شوپنهاور « سرامد هنرهاست.
حقيقت اينست كه موسيقي بسيش از شعر تأثير گذار است ، البته اگر شعر با موسيقي همراه گردد ، اثرش به مراتب بيش از موسيقي تنها و يا شعر بي آهنگ خواهد بود.
اساساً كار موسيقي دان با قلب انسان است و نوازندة چيره دست مي تواند شنونده را تسليم تفكرات و احساس خود نمايد.
در يك كلام ، موسيقي تسكين بخش دلها و آرامش بخش جانهاست.
آذربايجان با سرزميني خوش آب و هوا ، طبيعتي باصفا و مزارع زرخيزش، مردماني بس خونگرم و پرعاطفه اي را در دامان خود پرورده است و اين مردم از ايام باستان تا اين زمان، موسيقي الوان و سرشار از حالات و روحيات سنتي و صداقت آميزي را مالك گشته است.
در گنجينة زنگين و غني فولكلور موزيكال آذربايجان غم و شادي ـ هجران و وصال ـ موفقيتها و شكست ها ـ رشادتها و قهرمانيها همه و همه متجلي بوده و بازتابي از مهمترين وجوه و جوانب زندگي مردم اين ديار مي باشد.
دستگاهها و مقامهاي ازربايجان با زيروبم ها و حالات لطيف خاص خود، گوياي دريائي از تحولات دروني مردم آزربايجان بوده و به سان هزاران درّ و مرواريد ظريفي ، ماهرانه و مرتب به رشته كشيده شده اند.
علاقمندان موسيقي آذربايجان چه در داخل و چه در خارج از آذربايجان در برابر موسيقي سنتي آزربايجان سر تسليم فرود آورده و با ديدة احترام به آن مي نگرند. حال جا دارد به معرفي سيماي برجسته اي از عالم موسيقي شهرستان خوي بپردازم ،در اين راستا آغاز سخن را به معرفي هنرمند توانا و قوي پنجة موسيقي شهرمان جناب » ابراهيم موسي زاده « اختصاص مي دهم:
جناب ابراهيم موسي زاده متولد1316 ه.ش، بوده و تحصيلات خود را تا سطح متوسطه در شهر خوي ادامه داده و سپس روي به شغل زرگري كه در واقع پيشة پدريش بود، آورد و در حرفة خود از موفقان بنام گرديد.
از سن12 سالگي با مفهوم موسيقي توسط پدر مرحومش كه صاحب تار ايراني بود، آشنا شد. در سال1330 ، در حاليكه نوجوان چهارده ساله اي بيش نبود ، در جشن عروسي يكي از همسايگان با هنرمندي كه تار مي زد آشنا مي شود ولي طرح نواختن و نغمه هايي كه گوشش را نوازش مي دهد، متفاوت با آنچه هر روز مي شنيد در مي يابد. اين هنرمند كسي جز آقا » ميرجليل صداقي « ( معروف به سيد تارزان ) مهاجر باكوئي خوئي الاصل ، نبود. مرحوم صداقي ، تاثير روحي بس عميق و مطبوع در هنرمند نوجوان شهرمان گذشته و تحول روحي بزرگي در او ايجاد مي كند. ميرجليل صداقي كه خود از هنرمندان معروف موسيقي شهرستان خوي بود، هنرمندي بود چيره دست و شيرين پنجه و تار آذربايجاني مزين به صدف داشت كه از باكو آورده بود و در عين حال تار هم مي ساخت. حال پسرش بنام آقامير صابر صداقي بنوبة خويش تار ساز و هنرمند معروفي است.هنرمند نوجوان ما، با ديدن تار بسيار زيبا و شنيدن آهنگهاي دلچسب و شيرين آذربايجاني سيد تارزان (تارزن) ، با تمام وجود عاشق تار آذربايجاني و موسيقي آذربايجاني مي شود و براي فراگيري آن پدر را سخت تحت فشار قرار مي دهد، تا اينكه پدر راضي مي شود و تار كوچكي را كه ساخت خود سيد بود، برايش مي خرد و سيد را به استادي فرزندش برمي گزيند.
آقاي ابراهيم موسي زاده ، چند سالي مشغول يادگرفتن تار آذربايجاني از سيد صداقي و صفحات سنگي گرامافون مي شود. تا اينكه در سال1339 ه.ش، به هنگام خدمت نظام وظيفه ، براي فراگيري درس تكنسين جراحي به مدت چهارماه و نيم به تهران اعزام مي شود و در آنجا بود كه از فرصت استفاده نموده و محضر استاد » عادل آخوندزاده « را ( كه اهل باكو بوده و از سال1317 به ايران آمده و در پيش پدرش » دكتر آخوندوف « كه در تبريز و اول خيابان فردوسي مطب داشت، به امر تزريقات اشتغال ورزيد . با تأسيس راديو در سال1319 ه.ش، آخوندوف به راديو معرفي شد و موسيقي آذربايجاني را در راديو ايران پايه گذاري نموده و رهبر اركستر بزرگ آذربايجاني راديو و تلويزيون ايران را بدست مي گيرد.) درك مي كند و مــدت كوتـاهي از مكتـب درسـي استـاد آخونـدوف ( آخوندزاده ) توشه ها مي چينند و پس از فراغ از خدمت نظام نيز ارتباط تنگاتنگ خود را با استاد حفظ نموده و براي مستفيد گشتن از محضر پرفيض استاد زود ـ زود در تهران به خدمتش مي رسد و گاهي نيز استاد به عشق ديدن نتيجة تمرينات شاگرد مشتاقش به خوي تشريف مي آورد. آقاي موسي زاده سرانجام رديف مقامات موسيقي اصيل آذربايجاني را فرا مي گيرد و به دريافت ديپلم افتخاري از دست استاد » آخوندوف « كه خود داراي عاليترين مدرك در موسيقي اصيل آذربايجاني از آزربايجان شوروي آنروز بود، نايل مي شود.
با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق و آغاز رفت و آمد بين آذربايجان شمالي و جنوبي و سرازير شدن هنرمندان جمهوري آذربايجان به ايران ، زمينة آشنائي آقاي ابراهيم موسي زاده با هنرمندان برجستة جمهوري آذربايجان نظير: رامز قلي اف، آقا سليم عبداله يئف، مهلت مسلم اف، فيروز عليئيف فراهم مي شود و هنرمند شهرمان با تحسين هر چه بيشتر بويژه رامزقلي اف كه الحق در دنياي تار بيهمتا و بي رقيب است، روبرو مي شود.
رامز قلي اف در خانة هنرمندان تهران و در مجالسي كه باهم بوده اند، علاقه و انسيّت بيشتري نسبت به آقاي ابراهيم موسي زاده ابراز مي دارد و رموز و تكنيك هنر خود را با طيب خاطر و مشتاقانه در اختيار هنرمند شهرمان قرار مي دهد.
آقاي ابراهيم موسي زاده ، آشنائي خود را با استاد تار دنيا (رامز قلي اف ) افتخار آميز مي شمارد و خاطرات شيرين و فراموش نشدني فراوان و مباهات آميزي را از اين ديدارها در دل دارد و با خواهش اينجانب يكي از خاطرات شيرين خويش را چنين تعريف مي كند:
استاد رامز قلي اف در يك بزم هنري از آقاي موسي زاده مي خواهد كه تار بزند و ايشان نيز امر استاد را اجابت نموده و آهنگ » آنا « (مادر) را مي نوازد و بقدري ماهرانه اين آهنگ را پياده مي كند كه استاد رامز قلي اف تحت تاثير عميق آهنگ شروع به گريه مي كند . پس از اجراي اين آهنگ مصرانه از آقاي ابراهيم موسي زاده مي خواهد كه به باكو برود و دورة عالي رديف را تمام كند، كه متأسفانه به سبب گرفتاريهاي شغلي و شخصي براي ايشان غير مقدور بوده است.
اقاي ابراهيم موسي زاده مي گويد: عاشق هنر و موسيقي هستم و اين عشق ، انگيزة حيات را در وجودش ايجاد مي كند. چه مي گويد » عظمت خلاقيت الهي در هنر هنرمندان متجلي مي شود « و معتقد است در يك كارهنري، هنرمند از تمام قوا و استعدادهاي خود بهره مي جويد.
اين هنرمند خوش ذوق شهرمان ، علاوه بر هنر موسيقي ، در نقاشي رنگ روغن و سياه قلم نيز مهارت دارد و آثار و تابلوهايش مورد پسند و قبول اهل فن چون استاد رحيم نوه سي مي باشد و نيز در هنر عكاسي در ماية سياه و سفيد نيز دستي دارد و به امور چاپ و ظهور تسلط دارد. همچنين صاحب كلكسيون و آلبوم عكس از طبيعت و زيبائيهاي شهر خوي ، اثار باستاني خوي، عكسهاي هنرمندان و صنعتگران و كاسبان دوره گرد و سنتي شهر خوي مي باشد.
آقاي ابراهيم موسي زاده به سبب اشتغالات شغلي فاقد كلاس رسمي آموزش موسيقي است. تنها توانسته است، آقاي رضا اساسي فرزند مرحوم دكتر بهمن اساسي را كه جواني خيلي با استعداد و از علاقمندان شديد و جدي تار آذربايجاني بود، در تك نوازي مقامات آذربايجـاني تـعليم دهد و نامبرده در اسفند1377 ه.ش، توانست مقام اول را در تــار آذربــايجـانــي از دست هــيئت داورانــي چـــون » استـاد پرنياكان « در تالار وحدت تهران احراز و موفق به دريافت تقديرنامه و جايزه گردد.
جناب ابراهيم موسي زاده ، غير از آقاي رضا اساسي در رابطه با هنرمندان شهر، از آقاي محمد مالكي فرزند مرحوم خسرو مالكي ياد مي كند و ايشان را هنرمندي مي داند كه علاقة زايد الوصف و استعدادي در خور تحسين در موسيقي و تار آزربايجاني دارد و با كيفيت خيلي مطلوب و تكنيك و خلاقيت خاص ، رديف مقامات موسيقي اصيل آزربايجاني را فرا مي گيرد و آيندة بسيار روشني را براي ايشان پيش بيني مي كند و او را در هنر نقاشي و مجسمه سازي نيز هنرمندي ممتاز معرفي مي كند كه دانشگاه هنرهاي تجسمي تهران را طي نموده است.
آقاي موسي زاده ضمن توصيف خاطره اي از مرحوم استاد علي سليمي ، استاد مسلم تار تبريزي و آذربايجاني ، نقل مي كند كه ايشان مي فرمودند: هنرمند بايد پيش از آنكه ساز خود را كوك كند ، اول بايد خودش را كوك كند و بعد به اجراي هنر بپردازد .
جناب موسي زاده معتقد است كه، هنرمند را بايد ديگران تاييد كنند نه خودش، هنر و هنرمند به مردم تعلق دارد و ارثية جامعه مي باشند.
اميد است كه نوجوانان و جوانان شهرمان با ورود به جامعة هنري و لمس زيبائيهاي هنري و كسب افكار زيباشناسانه، همواره قداست و زيبائيهاي دنياي پرافتخار هنر و هنرمندان باشند و پيوسته به چنين دنياي پاك و زيبا عشق بورزند وفادار بمانند و هرگز دنبال كردار و گفتار و پندار نازيبا نباشند.
کلیه پست های این وبلاگ از تاریخ 10 اردیبهشت1391 مطالب چاپ شده در دوهفته نامه دارالصفا بوده و پست های قبل از این تاریخ، مربوط به هفته نامه اورین خوی می باشد.