محمدامين امامي رياحي

علي صدرايي خويي

 

محمدامين خويى، فرزند حاج ميرزا يحيى امام جمعه خويى(1) است كه در وقايع مشروطيت، نقش مهم و مؤثرى داشته است.

محمدامين در سال 1303 ق، در نجف اشرف، چشم به جهان گشود و در چهارسالگى، همراه پدرش به شهر خوى كوچيد و پس از رسيدن به سنّ رشد، به تحصيل مبادى علوم از جمله منطق، معانى و بيان، فقه و اصول فقه، نزد عالمان آن ديار پرداخت كه اغلب تحصيلات او نزد پدرش و دايى‏اش آيةاللّه‏ شهيد حاج ميرزا ابراهيم دنبلى خويى(2)  انجام گرفت. سپس براى تكميل تحصيلاتش در سال 1326 ق، به نجف اشرف عزيمت كرد و در آنجا، در مدت ده سال توقّف خود، نزد ملاّ محمد كاظم آخوند خراسانى (4 سال)، شيخ الشريعه اصفهانى (10 سال)، سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى وشيخ عبداللّه‏ مازندرانى، فقه، اصول فقه، كلام، درايه، تفسير و رجال آموخت و حكمت و فلسفه و عرفان را نزد شيخ احمد شيرازى و ملاّ على محمد نجف آبادى فرا گرفت و در سال 1337 ق، به ايران مراجعت كرد و در تهران ساكن گرديد و به تبليغ و ترويج علوم و تصنيف آثار پرداخت

آثار امامى

مرحوم صدرالاسلام، اهتمام زيادى به تأليف و تدريس و تحقيق داشت و قريب چهل اثر از خود بر جاى گذاشت كه تاكنون فقط يكى از آنها به طور كامل به چاپ رسيده است.

فهرست آثار و تأليفات وى (آنچنان كه خود بيان نمود) عبارت‏اند از:1 ـ مرآة الشرق فى تراجم عمد ذوى الآثار من رجال الشيعه اين كتاب؛ شامل شرح حال ششصد تن از دانشمندان شيعى قرن سيزدهم و چهاردهم است كه در جواب جرجى زيدان كه در كتاب «مشاهير الشرق»، شرح حال دانشمندان شيعى را ذكر ننموده، تأليف كرده است.(3)

2 ـ شرح »الفوائد الصمدية« شيخ بهايى اين شرح، اوّلين اثر صدر الاسلام است.

3 ـ حاشيه الخيارات حاشيه‏اى است بر كتاب»الخيارات« شيخ انصارى.4 ـ كشف الاتباس عن حكم المشكوك من اللباس.

5 ـ رساله در بيان مسائل شك در ركعت اوّل و دوم نماز و شك در افعال نماز.

6 ـ رساله در قاعدة التجاوز و الفراغ.

7 ـ حاشيه »فرائد الاصول« حاشيه‏اى است بر كتاب شيخ انصارى از آغاز تا بحث البرائة.8 ـ كتاب الصلوه شرحى است بر »تكملة التبصرة« آخوند خراسانى .

9 ـ صلاة المسافر.

10 ـ رساله در وجوب مسح القدمين.

11 ـ رسالة فى علم النفس.(4)

12 ـ حاشيه »المتاجر« شيخ انصارى.

13 ـ تعليقه بر كتاب »القوانين الأصول« ميرزاى قمى.

14 ـ فرحه المهموم در حرز و ادعيه

15 ـ تاريخ ثوره نجف، به فارسى كه در آن قيام مردم نجف و سركوب آن را به وسيله انگليسى‏ها، كه خود شاهد آن بوده، به تفصيل نگاشته است.(5)16 ـ مفتاح السعاده ومنهاج السياده در مواعظ و حكم است.

17 ـ مقاله في اثبات التوحيد (با ادلّه كلامى عقلى).

18 ـ رساله در مسئله حلق لحيه.

19 ـ قانون العرفان في تاريخ المصاحف و تعريف القرآن. اين تأليف، در تاريخ قرآن كريم است كه به عنوان مقدمه‏اى است بر تفسيرى كه بنا داشته بنويسد.20 ـ رساله در قرّاء عَشَره و قرائت‌هاى آنها.

21 ـ تصحيح وتنقيح رساله قاضى سعيد قمى در قرائات.

22 ـ رساله در تواتر قرآن كريم. در بيان نظريات مختلف در اين مسئله و اثبات نظريه حق است.

23 ـ رساله در مسئله تحريف قرآن و ردّ آن.

24 ـ رساله در فواتح سُوَر.

25 ـ رساله در بيان تفسير به رأى كه در روايات، نهى شده است.

26 ـ رساله در بيان ترجمه قرآن كريم به زبانهاى ديگر و اوّلين ترجمه‏اى كه صورت گرفته است.27 ـ رساله در بيان تاريخ تفسير و طبقات مفسّران و اوّلين تفسيرى كه صحابيان و سپس تابعيان نوشتند.

28 ـ رساله در بيان اقدمِ نسخ موجود از قرآن كريم در عصر حاضر.

29 ـ رساله در قاعده فلسفى »الواحد لايصدر عنه إلاّ الواحد«.

30 ـ رساله در بيان فرق بين حق و حكم.

31 ـ رساله در شرح حال بزرگان خوى (از قرن اوّل تا عصر حاضر).

32 ـ غرايب العهد يا مشاهدات شنيدنى.

33 ـ رساله در بيان انساب سادات كه در سراسر زمين مزارشان معروف است.

34 ـ منظومه‏اى در فقه كه ناتمام مانده است.35 ـ قصيده‏اى فارسى كه به مناسبت ميلاد امام زمان(عج) سروده شده و نزديك به شصت بيت دارد.36 ـ شرح »تجريد الاعتقاد« خواجه نصيرالدين طوسى (به فارسى).

37 ـ ترzاجم الأعيان.(6)

مشايخ اجازه امامى خويى

صدر الاسلام، از چند تن از اساتيد خويش، اجازه روايت دريافت نموده كه عبارت‏اند از:1 ـ شيخ الشريعه اصفهانى.

2 ـ سيد محمد على حسينى رازى تهرانى، مشهور به شاه عبدالعظيمى. در سال 1333 ق، از وى اجازه روايت دريافت كرده است.

3 ـ ملاّ محمد على بن محمد حسن خونسارى نجفى در سال 1331 ق، از وى اجازه روايت، دريافت نموده است.

4 ـ شيخ محمد حسين مازندرانى حائرى. در سال 1336 ق، در كربلا از وى كسب اجازه كرده است.

5 ـ ميرزا محمد حسين نايينى اصفهانى نجفى.

6 ـ سيد حسن صدر رساله حاضر، متن اجازه اوست.

7 ـ سيد ياسين افندى كاظمى محيطى حلّى نجفى. او از علماى عامّه بوده است و مرحوم صدر در سال 1333 ق، از وى اجازه دريافت نموده است.

8 ـ شيخ آقا بزرگ تهرانى. او در سال 1367 ق، براى شيخ الاسلام اجازه صادر نموده است.

ذوق ادبى امامى خويى

صدر الاسلام، داراى قريحه شعرى خوبى بوده و به دو زبان فارسى و عربى، شعر سروده است؛ لكن معلوم نيست كه وى، ديوان شعرى براى خود تنظيم كرده باشد. چنانكه در ذكر آثار خود، فقط از دو قصيده خود (يكى به عربى و ديگرى به فارسى) ياد كرده است.

نمونه‏اى از اشعار وى، قصيده‏اى است كه به مناسبت ميلاد امام زمان (عج) سروده استآمد و آورد باز باد صبا بوى يار

مژده آن نقد جان باد به ارزان نثار

باد بهارى وزيد پرده گل را دريد

منتظران را نويد داد كه آمد بهار

سرو به قد، سبزپوش، باغ شده دربكوش

ابر بباريد؛ شد باز چمن لاله‏زارنرگس و هم نسترن سوسن و هم ياسمن

كرده معطّر چمن بوى خوش هر چهار 

و در آغاز منظومه فقهى خود كه به عربى سروده، چنين آورده است:

أعوذ  با للّه‏ من الرجيم/ وبسمه الرحمن والرحيم/ قال بن يحيى محمد الأمين/ معتصماً بحبله المتين/ حمداً لمن فقّهنا في الدين/ علّمنا معالم اليقين/ مصلّياً على النبي الهادى/ وآله الأطهار والأمجاد/ وصحبه الأنجاب والكرام/  نجوم أهل الأرض في/ الظلام  ثم على الأعلم من رواهم / العلماء الفقهاء من ولاتهم/  ... الفقه في العرف بمعنى الفهم/  يعرفه منه الخبير ذوالفهم / وعند معشر الأصحاب الأعلام / العلم بالتفصيل للأحكام /  من الدليل الخاص للمسائل / منحصراً في أربع من الدلائلت / من محكم الكتاب ثمّ العقل و الخبر /  و الرابع  الاجماع  به  العرف استقر 

وفات

مرحوم  صدر الاسلام ، پس از عمرى تلاش  در تحصيل علم و تأليف و تدوين  كتب در  معارف دينى ، عاقبت در سال 1367 ق ، رخت به سراى جاويد بركشيد . بعد از وفاتش ،  كتابخانه وى كه حدود هفتصد جلد كتاب نفيس چاپى و خطّى داشته ، و در سال 1372 ق ، وقف كتابخانه آيت اللّه‏مرعشى گرديد كه در فهرست نسخه‏هاى خطّى   آن  كتابخانه ( جلد 23 ـ 27 ) به صورت پراكنده ، نسخه‏ هاى خطّى كتابخانه وى ، معرّفى شده است.(7پاورقي:

1. حاج ميرزا يحيى فرزند اسداللّه‏ فرزند آقا حسين بن ملاحسن امام جمعه فرزند مولى على نقى فرزند ملا عبدالنبى طسوجى، معروف به امام جمعه خويى، متولد 1276 و متوفاى 1364 ه ق. براى شرح حال وى به مصادر زير مراجعه شود: المسلسلات فى الاجازات، مرعشى، ج 2 ، ص 293 ـ 25؛ شرح حال رجال ايران، بامداد، ج 4، ص 433؛ تراجم الاعيان، محمد امين امامى (مخطوط)؛ نقباء البشر (قسم مخطوط)؛ مجله يادگار 3 / 3 / 37؛ مجله وحيد 15 / 214 / 18 و 16 / 236 / 57 .

2. آيت اللّه‏ شهيد حاج ميرزا ابراهيم دنبلى خويى (1247 ـ 1325 ق)، او از شاگردان شيخ انصارى و شيخ مهدى كاظمى و شيخ مهدى نجفى است و آثار گرانقدرى دارد چون اربعون حديثاً، الدرة النجفية في شرح نهج البلاغة الحيدرية، ملخص المقال في تحقيق احوال الرجال و غيره . برى شرح حال وى به سيماى خوى ص 178 ـ 183 مراجعه شود.

3. اين اثر با تحقيق و تصحيح نگارنده، در دست انتشار است.

4. بخشى از آن در مجله تعلم و تربيت در تهران منتشر شده است.

5. اين رساله به تصحيح استاد سيد احمد حسينى اشكورى در سالنامه ميراث اسلامى ايران دفتر سوم، سال 1375 ه ش، ص 257 ـ 310 به چاپ رسيده است.

6. نسخه‏اى از آن، در كتابخانه آية اللّه‏ مرعشى موجود است و در تأليف كتاب المسلسلات فى الاجازات، مورد استفاده قرار گرفته است7. مرحوم صدرالاسلام، خود، فهرستى براى كتابخانه‏اش تهيه نموده كه هم اكنون نسخه آن به شماره 8517 در كتابخانه آية اللّه‏ مرعشى در قم، نگهدارى مى‏شود. (فهرست نسخه‏هاى خطّى كتابخانه آية اللّه‏ مرعشى، ج 22، ص 1منبع: 

متن حاضر بخشي از مقاله »اجـازه عـلاّمه سيدحسن صدر به صدرالاسلام محمد امين امامي خويي « است كه در دفتر سوم  »مجله ميراث حديث شيعه«  به چاپ رسيده است.01).