چالدران نگين سبز آذربايجان

 

چالدران يكي از شهرستان هاي زيبا و سر سبزاستان آذربايجان غربي است كه در ناحيه ي شمال باختري اين استان قرار گرفته است. اين منطقه علاوه بر جاذبه‌هاي طبيعي و بناهاي تاريخي و ديدني از اهميت تاريخي نيز برخوردار است.

وجه تسميه

نام سابق چالدران قره عيني بوده و سپس به علت عبور رودخانه اي از وسط شهر به نام قره سو قره بلاغ (سيه‌چشمه) را به خود گرفته است ولي بعد از انقلاب اسلامي به لحاظ جريان و اهميت جنگ هاي شاه اسماعيل با امپراتور عثماني به "چالدران" تغيير نام يافت.

در مورد نام  قره‌عيني روايت است كه اين نام از نام هاي پدر و پسري كه" قره" و"عيني" نام داشتند و اولين ساكنان اين منطقه بودند؛ گرفته شده است.

مشخصات جغرافيايي

 مركز شهرستان چالدران در درازاي خاوري 44 درجه و 22 دقيقه و پهناي شمالي 39 درجه و 3 دقيقه و ارتفاع 194متري از سطح دريا واقع شده است.

چالدران در منطقه اي كوهپايه اي برافراشته شده و آب و هواي آن معتدل و نيمه مرطوب است. راه سيه چشمه ـ خوي، به سمت جنوب خاوري به درازاي 87 كيلومتر از مسيرهاي دسترسي به اين منطقه هستند. اين مسير عبوري از 7 كيلومتري سيه چشمه به صورت راه اصلي به درازاي 9 كيلومتر به سوي مرز بازرگان پيش مي رود. راه فرعي سيه چشمه ـ قره ضياء الدين، به سوي خاور به درازاي 65 كيلومتر نيز از ديگر راه هاي دسترسي به اين منطقه است.

آثار تاريخي چالدران

قره كليسا

كليساي طاطائوس يا قره كليسا با سابقه بيش از يك قرن واقع در روستاي قره كليسا در 15 كيلومتري شمال شرقي مركز شهرستان چالدران (سيه چشمه) واقع شده است . بناي كليسا در دامنه كوهها و روي تپه " ماهوار " قرار گرفته است. اين كليساي مقدس از معتبرترين و پرنقش و نگارترين كليساهاي ارمنيان در ايران است و از شهرت جهاني برخوردار است . در چهارم مرداد هر سال برابر با 26 ژوئن ميلادي ارمنيان جهان براي زيارت كليساي طاطائوس مقدس به اين محل مي آيند كه به همراه آنها تعدادي از سفراي كشورهاي مسيحي در ايران و نيز گردشگران خارجي در مراسم زيارت كليساي طاطائوس شركت مي كنند.

 تاريخچه قره كليسا:

آبكار پادشاه ارمنستان از حضرت مسيح (ع) دعوت كرد كه به ارمنستان سفر كند ، حضرت مسيح (ع) به فرستاده آبكار پاسخ داد كه يكي از حواريون را نزد او خواهد فرستاد . پس از عروج حضرت مسيح، توماس حواري " طاطائوس" را كه از حواريون حضرت مسيح بود به ارمنستان نزد آبكار فرستاد . طاطائوس، آبكار و مردم شهر بدسيا را تعميد داد . پس از مرگ آبكار، خواهرزاده اش " سانا دروك " بر تخت نشست. پس از چندي به طاطائوس دستور داد از تبليغ دين مسيحيت دست بردارد . طاطائوس از فرمان او سرپيچي كرد . سانادروك دستور قتل طاطائوس را صادر كرد . چون طاطائوس به شهادت رسيد او را در محل كنوني كليساي طاطائوس به خاك سپردند و بعد ها بر روي مزار او كليسايي بنا كردند به طوري كه مزار طاطائوس در سمت راست محراب كليسا قرار گرفت . كليساي طاطائوس مقدس در طول زمان بارها دچار زلزله، غارت، چپاول و انهدام شده است . تنها عاملي كه باعث شد اين كليسا پس از پشت سر گذاشتن هزاران مصائب و سختي پس از سده ها پا برجا بماند همانا جنبه مقدس بودن آن است. ظرافت، تناسب، زيبايي و مضمون هاي به كار برده شده در نقش برجسته هاي اين كليسا در نوع خود در جهان مسيحيت بي نظير است.

حجاران هنرمندي كه با توشه اي سرشار از هنر، تجربه و مهارت، نقش برجسته هاي اين اثر هنري نفيس و بسيار زيبا را خلق كرده اند، داراي چنان ذوق و قريحه اي بودند كه توانستند چنين نقش برجسته هايي از خود به يادگار بگذارند و آن را به صورت يكي از گنجينه هاي هنر حجاري ايران زمين در آورند و زايران كليساي طاطائوس مقدس را وادار به تحسين كنند.

مقبره سيد صدرالدين

 مقبره منفرد سيد صدرالدين كه متعلق به دوره اسلامي مي باشد در كوهپايه شمال شرق سيه چشمه (چالدران ) و كناره جنوبي جاده شوسه روستاي " گل اشاقي " به سعدل قرار دارد . شكل پلان خارجي  آن شش گوش و فرم داخلي آن مدور است. بناي موجود از سه ماده اصلي سنگ با ملات گل و آهك ساخته شده است ضمن سنگهاي حجاري شده به كار رفته در بنا از نوع آتش فشاني و اسيدي متعلق به كواترنر بوده و عمدتاً برنگ سفيد هستند . مطالعات باستان شناسي در  آن نشان داده است كه بنا بر روي  يك كرسي چيني سنگي ساخته شده و بالا بودن آبهاي تحت الارضي پي مقبره را غرقاب كرده است .

اين مقبره بعد از تاريخ جنگ دشت چالدران كه بين سپاه ترك و شاه اسماعيل صفوي رخ داده ساخته شده است . روايت مي كنند كه يكي از افراد شاه اسماعيل صفوي به نام " مير سيد شريف صدر الصدور " در جريان اين جنگ به قتل رسيده است و به سپاس و قدرداني از زحمات اين مجاهد ، مقبره‌اش مورد زيارت مردم واقع مي‌شود .

مقبره سيدصدرالدين به عنوان يك استثناء در مكتب معماري آذربايجان مي باشد كه اهميتش عمدتاً به دليل مصالح آن كه از آجر قرمز رنگ مي باشد ، بالا رفته است . سازمان ميراث فرهنگي كشور در سال 1378 به دليل تكريم محل توسط اهالي چالدران با حفظ پلان مقبره مكشوفه يك يادمان آجري گنبد دار در اطراف آن احداث نمود كه نقشه آن ملهم از بناي اوليه مقبره مي باشد .

مقبره ساندوخت

 اين مقبره در حومه چالدران در جنوب غربي قره كليسا قرار دارد . بناي ياد شده در قرن 14 ميلادي همزمان با احداث بناي قره كليسا ، احداث شده است . مصالح به كار رفته در آن سنگ هاي مكعبي تراشيده شده مي باشد و طاق هاي استفاده شده در آن از نوع رومي مي باشد و ملات مورد استفاده در آن ماسه آهك مي باشد . اين مقبره داراي سالن اصلي و اتاق محراب مي باشد و تحت نظر شوراي خليفه گري ديوارهاي جانبي و ساقه گنبد آن بازسازي و احيا شده است.

اما شهرستان چالدران به علت جريان جنگ شاه اسماعيل اول با سلطان سليم امپراتورعثماني اهميت تاريخي دارد .

جنگ چالدران عظيم ترين جنگ شمشير با تفنگ در طول تاريخ

واقعه جنگ چالدران ميان شاه اسماعيل اول صفوي و سلطان سليم اول عثماني در اوت سال 1514 ميلادي مصادف با ماه رجب سال 920 هـ .ق در دشت چالدران به مدت 3 روز ادامه يافت .

در جنگ چالدران شمار سربازان عثماني 10 برابر  سربازان ايراني بود . همچنين عثماني ها داراي 300 ارابه توپ و اسلحه هاي آتشين بودند كه سپاه ايراني فقط مجهز به شمشير و تير و كمان بود. در اين جنگ 200 هزار نفر از سربازان كاملا" مسلح عثماني در برابر 29هزار و 750 نفر از قشو ن ايراني روبه رو شدندكه حدود 41 هزار نفر از سپاهيان عثماني و 29 هزار نفر از سپاهيان ايراني در اين كارزار كشته شدند و تعداد 1934 نفر از سربازان عثماني‌ها اسير گرديدند اما حتي يك نفر از ايرانيان نيز به اسارت عثماني ها در نيامد .

اين جنگ در نهايت به شكست جوانمردانه شاه اسماعيل انجاميد ، سلطان سليم اول نيز پس از پيروزي بر نبرد چالدران به سوي تبريز پيش راند و چهارم سپتامبر (14 شهريور )وارد اين شهر شد. اما بر اثر مقاومت مردم و جنگ و گريز نيروهاي محلي وفادار به شاه اسماعيل مجبور به باز گشت گرديد.

شاه اسماعيل تا زمان جنگ چالدران مخالف استعمال اسلحه آتشين بود و آن را اسلحه كشتار جمعي و به كار بردنش را خلاف آئين جوانمردي مي پنداشت. پس از اين جنگ بود كه تصميم به تشكيل ارتش يكپارچه با سلاحهاي آتشين (توپ و تفنگ) گرفت كه اجل مهلت انجام اين كار را به او نداد.

جنگ چالدران نقطه عطف در تشكيل دولت ملي در ايران بود كه علاوه بر انسجام و اتحاد داخلي و اطلاق لفظ ايران بر پهنه جغرافيائي مشخص باعث بروز هويت جديدي به نام ايرانيان گرديد .