كليساي سورپ سركيس خوي

دكتر ايرج افشار سيستاني(1)

 

كليساي سركيس مقدس، در استان آذربايجان غربي، درسه كيلومتري باخترشهر خوي،[2] در كوي ميدان كليسا[3] يا كوي امام زاده، در جايي كه پيرامون آن را كشتزارها فراگرفته?اند، قرار دارد.[4] پس از ورود سپاهيان عثماني به آذربايجان?غربي و به دنبال رويدادهاي خونيني كه ميان سال?هاي  1297ـ1299خ/1918ـ1920 درخوي پيش? آمد ارمنيان رهايي?يافته از آن ناحيه كوچ كردند و از آن زمان، اين كليسا فراموش شد ولي با استواري ويژة خود سده?ها بر جاي ايستاده?است.[5]

نام و پيشينه

كليساي سركيس مقدس از گذشته?هاي دور تا كنون به سورپ سركيس، سنت سركيس، ساركيس مقدس، سركيس مقدس و...  نامور بوده.

نام اين كليسا شايد از نام سركيس گابادوكيان، از مردمان كاميرك، گرفته شده?باشد. وي مسيحي?اي پرهيزكار و رساننده?اي پرشور بود كه از روم به ارمنستان رفت و پس از چندي رهسپار ايران شد و چون در ايران آيين مسيح را تبليغ مي?كرد ه دستور شاپور ساساني كشته شد. از آنجايي كه وي در راه مسيحيت شهيد شده و در دستة پرهيزكاران ارمني در آمده?بود،[6] به احترام وي اين كليسا را سركيس مقدس ناميده?اند.

تاريخ درست ساختمان كليساي سركيس مقدس روشن نيست. ارمنيان بر اين باورند كه اين كليسا هفت تا هشت سال پس از درگذشت گريگور روشنگر مقدس، در حدود 332يا 333م، ساخته شده؛[7] يعني، روزگاري كه آيين مسيح در شمال باختري و باختر ايران كنوني پيشرفت داشته و ناحية ماكو يا ارداز آن روزگار مركز مهم اسقف?نشين كليساي ارمنيان بوده است.

در كتاب فرهنگ جغرافيايي و تاريخي نواحي ارمني نشين، [8] نگارش ايپريكيان، چاپ ونيز در ايتاليا، ص189، دربارة كوي?هاي شهر خوي آمده است:

»خارج از شهر، در جنوب قلعه، محله?هايي قرار دارند كه حومة خوي به شمار مي?روند و در حال حاضر، 94 خانوار ارمني در اين ناحيه زندگي مي?كنند كه داراي دو كليسا و يك مكتب هستند. كليساي سركيس مقدس از كليساي مريم مقدس بزرگ?تر است. ارمنيان معتقدند كه كليساي مزبور هفت تا هشت سال پس از وفات گريكور مقدس(325م) از سنگ سرباشن صيقلي ساخته شده است«.

 در كتاب آذربايجان كه يرواند فرانگيان دربارة ارمنيان آذربايجان نگاشته و در 1905م، منتشر شده?است، در صفحة51، دربارة كليساي سركيس خوي آمده:

»در شهر خوي، خارج از محوطة قصر خوي و در نزديكي?هاي آن، كليسايي بسيار قديمي وجود داردكه روي سنگ?نوشته?اي دربارة تعميرات آن، كه صد سال پيش از انتشار اين كتاب صورت گرفته، مطالبي نوشته شده?است ولي مردم محل ديرينگي كليسا را در حدود هزار سال پيش از انتشار اين كتاب؛ يعني، 905م مي?دانند«.[9]

 برپاية يادداشت?هاي زمستان1307ق ملا?جعفر?خويي در گزارش سفر مظفرالدين?ميرزا، ولي?عهدناصرالدين شاه قاجار، كه از تبريز به منظور شكار و گردش به خوي آمده، دربارة كليساهاي خوي نوشته است:

»خوي دو كليسا دارد. از قراري كه ارمنيان مي?گفتند يكي هزار و صد سال و ديگري چهارصد سال است كه بنا شده. منشي حضور را فرستاديم كه تاريخ آنها را بردارد. خط ارمني بوده و كشيش كليسا هم نتوانسته بود بخواند«.[10]

در اين نوشته?ها، تاريخ ساختمان كليساي سركيس مقدس به سده?هاي چهارم و نهم ميلادي نسبت داده شده?است. از آنجا كه طرح يا پلان ساختمان و همچنين شكل ستون?ها و نحوة ديوار?سازي و نورگيرها بيانگر ديرينگي ساختمان كليساست مي?توان بنياد آن را در سده?هاي چهارم ميلادي دانست. بر روي سنگ سرخ رنگي در كنار در ورودي ديوار جنوبي كليسا كتيبه?اي وجود دارد كه تاريخ1120م/514 ق و يا 1180م/576 ق برروي آن خوانده مي?شود.

 زنده? ياد، استاد ورجاوند، اين ساختمان را از اوايل دوران ايلخاني دانسته است.[11] گمان وي را، كه بر پاية بررسي شيوه?هاي معماري و باستان?شناسي بوده، توجه به جايگاه انديشه?اي و اجتماعي آن دوره تـأييد مي?كند.

نوشته?هاي آثار ارمني مبني بر ساختمان آن در پيش از اسلام شايد وابسته به ساختمان مقدس كهن?تري بوده? است?كه پيش?تر در جاي اين ساختمان وجود داشته و بعدها ويران شده و كليساي سركيس مقدس را به جاي آن ساخته?اند.

زنده ياد استاد مشكور نيز نوشته است:

»چون ازاره?هاي سنگي، شكل قوس?ها و گنبدها و وضع آجركاري نماي بيروني ساختمان اين كليسا آميخته?اي از شيوة گرجي و سبك اوايل دوران ايلخاني است مي?توان آن را بازسازي? شدة اوايل دوران ايلخاني به شمار آورد?كه بر روي پاية نيايشگاه باستاني برپا شده?? است«.[12]

در نوشته?ها و اسناد ارمني، تاريخ آخرين تعمير و بازسازي اين كليسا 1614م/1024ق يا 1620م/1031ق نوشته شده.[13] اين سال?ها هم?زمان با پيمان سازشي است كه نخست در 1021ق در شهر سلماس و سپس، در 1029ق، در شهر استانبول، با عثماني?ها به امضا رسيده است.[14]

ساختمان كليسا

كليساي سركيس مقدس به سبك بازيليك[15] به درازاي 32 متر و پهناي هجده متر و بلندي پنج متر ساخته شده?است. ازارة ديوارهاي چهارگانه به كمك سنگ?هاي تراش?دار گندمي رنگ آهكي ساخته شده. درازا  و پهناي بزرگ?ترين سنگ?ها چهل درشصت سانتي?متر است. از روي ازارة ساختمان به بالا ديوارها با آجرهاي چهارگوش چيده شده و تا بام ادامه يافته?اند. پوشش ساختمان نيز آجري است و در ميانة ساختمان، برجستگي گنبد كوتاهي ديده مي?شود. ورودي باختري در ميانة ديوار و رو به روي محراب كليسا قرارگرفته و با سنگ?پاره?هاي آهكي تراش?دار ساخته شده است.

 بر فراز سردر ورودي، خميدگي تزييني با سنگ?تراشي بر روي سنگ جاسازي شده است. اين خميدگي تزييني، سنگي كولي?دار است كه از پنج هلال تركيب يافته و پهناي باند آن حدود بيست سانتي?متر است. بر روي اين خميدگي طرح تزييني تركيبي مارپيچ و زيگزاگ نقش شده كه با طرح?ها و نگاره?هاي كنده? شده در كليساهاي كهن ارمنستان همانندي دارد.

 برروي سنگي كه در بخش خورشيدي يا در ميانة سردر قرار گرفته نشان صليب در درون دايره كنده شده?است. بالاي سردر، در بلندي حدود1/20 متر، نيز دريچه يا نورگيري مستطيل شكل قرار دارد.

درِ جنوبي كليسا، همانند در باختري آن، از سنگ ساخته شده ولي به طور كامل در ميانة ديوار جنوبي قرار نگرفته?است. در اين ورودي نيز سردر تزييني وجود داردكه نسبت به در باختري ساده?تر است. در اينجا، به جاي خميدگي كولي?دار يك خميدگي تنها با پنج تكه سنگ قرار دارد كه بخش بالايي آن از نماي سنگي ديوار بيرون رفته و بخشي از سطح آجري ديوار را نيز فرا گرفته?است. در بالاي اين سردر، پنجره?اي مستطيل شكل وجود دارد. در دو سوي بخش پايين در ورودي، سه تكه سنگ سرخ به كار رفته كه در روي يكي از آنها نوشته?اي به زبان و خط ارمني كنده شده است.[16]

كف درون كليسا نسبت به سطح بيرون آن اندكي پايين?تر قرار گرفته و براي ورود به كليسا بايد از هر يك از دو در آن از يك پله پايين رفت.

درون ساختمان، شش ستون سنگي در دو رديف قرار دارند كه در نتيجه تالار كليسا را به سه بخش؛ يعني، ناو يا نِف با فضاي مياني پهن?تر و دو راهروي جانبي يا كولاترال[17] با پهناي كم?تر بخش كرده است. ستون?هاي شش?گانة اصلي كليسا با سنگ ساخته شده و درازا و پهناي آنها 1/45 متر است.

 محراب كليسا در بخش خاوري و در ميانه قرار گرفته و در دو سوي آن، دو اتاق چهارگوش وجود دارد. طرح كلي محراب به صورت پنج گوشه است كه همساني بسياري با محراب كليساي ارمنيان شيراز دارد. پوشش راهروهاي پهلويي تاق?هاي جناقي است ولي سقف مياني كليسا از سه گنبد پوشيده شده كه گنبد مياني بزرگ?تر و بلندتر است.

ديوارهاي دروني كليسا و ستون?هاي آن از سنگ ساخته شده?اند ولي جنس و رنگ اين سنگ?ها با سنگ?هاي نماي بيروني همانند نيست.[18] بيشتر ديوارهاي درون كليسا گچ?كاري شده و به شيوة سده?هاي هفدهم و هجدهم ميلادي نقاشي و تزيين شده?اند.[19]

 محراب به شيوه?اي ويژه تزيين شده?است چنان?كه ستون?هاي آن پوشش گچي ندارند و ديگر بخش?هاي محراب داراي نقش?هاي تزييني ديوارنگاره است.

نقش?ها و سنگ?نوشته?ها

در درون ساختمان كليسا، بر روي دو ستون، دو سنگ?نوشته به خط ارمني وجود داردكه يكي بسيار كهن و ديگري تازه?تر است.? در ميانة سنگ نوشتة كهن، طرح يك صليب تزييني كنده شده. در بالاي سنگ نوشتة تازه نيز، صليبي همراه با يك طرح تزييني سنگ تراشي شده است. در بيرون كليسا در كنار در جنوبي نيز، سنگ?نوشته?اي وجود دارد.

 نوشتة سنگ نوشته?هاي درون ساختمان، بنا به گفتة خليفه گري ارمنيان در تبريز، عبارت است از درخواست بخشايش از درگاه خداي بزرگ از سوي نيكوكاراني كه به كار تعمير و بازسازي كليسا كمك كرده?اند. افزون بر سنگ?تراشي?هاي وابسته به سردرهاي جنوبي و باختري كليسا در كنار درِ جنوبي نيز بر روي تكه سنگ سرخ رنگي نقش دو صليب تزييني كنده شده است. در دو سر بخش عمودي صليب و همچنين در دو سوي بخش افقي آن، برجستگي?هايي با طرح?هاي پيچ در پيچ تزييني ايجاد كرده?اند و در بالا و پايين آن، سنگ?نوشتة مهمي كنده شده?است كه در جستار پيشينة ساختمان كليسا از آن ياد شد. در ديوار شمالي بيروني نيز دو تكه سنگ در بخش آجركاري ديوار جاسازي شده?است كه برروي آنها طرح?هايي از صليب به گونة دو خط متقاطع، كه در آخر هر بازوي آن نشانه?اي به صورت لاتين يا عدد هفت وجود دارد، ديده مي?شود. گمان مي?رود كه اين تكه سنگ?ها به منزلة سنگ گور، در گورستان پيرامون كليسا، كاربرد داشته و در بازسازي بعدي، در ديوارهاي بيروني ساختمان، جاسازي شده اند.[20]

بازسازي كليسا

كليساي سركيس مقدس خوي، كه فراموش شده و مورد چپاول كاوشگران غيرمجاز آثار تاريخي قرار گرفته و كند?وكاوهاي غير?قانوني آسيب بسياري به آن وارد كرده و همچنين دگرگوني?هاي آب و هوايي نيز اثري ناخوش?آيند بر آن گذاشته بود، با همت سازمان ميراث فرهنگي كشور و تلاش كارشناسان و كاركنان سخت?كوش آن سازمان تعمير و بازسازي شده و به گونة آبرومندي درآمده است و از آن نگهداري مي?شود.[21]

در ناحية خوي، در آبادي?هاي پيرامون آن، كه در گذشته ارمني?نشين بوده?اند، از جمله مهله زان، ديزج، فنايي و سعيدآباد، هنوز كليساهايي پابرجا هستند. در اين كليساها، آيين?هاي عبادي برگزار نمي?شود و تنها به دليل داشتن پيشنة تاريخي اهميت يافته?اند.[22]

پي?نوشت?ها:

1ـ دكتراي جامعه شناسي و پژوهشگر ارشد مسائل ايران‌شناسي. / 2ـ شهر خوي(xoyxoy) مركز شهرستان خوي و مركز بخش مركزي شهرستان خوي استان آذربايجان غربي، با پهنه?اي حدود 30 كيلومتر مربع، در 6648 كيلومتري(هوايي) شمال باختري شهر تهران و 114 كيلومتري(هوايي) شمال باختري شهر اروميه، كرانة شمالي قتور چاي، در 38 درجه و 32 دقيقه و 30 ثانيه پهنا و 44 درجه و 57 دقيقه درازاي جغرافيايي قرار دارد. اين شهر در ناحية كوهستاني ايجاد شده? است و آب و هواي سرد و نيمه خشك دارد.(عباس جعفري، گيتاشناسي ايران [تهران: گيتاشناسي،1384]، ص491). / 3ـ رضا حيدري، سيماي ميراث فرهنگي آذربايجان غربي (تهران: سازمان ميراث فرهنگي كشور،1382)، ص197. / 4ـ پرويز ورجاوند، »كليساي سورپ ساركيس خوي«، در يادنامة پنجمين كنگرة بين?المللي باستان?شناسي و هنر ايران، تهران، اصفهان، شيراز 28ـ29 فروردين1347، مجموعه مقالات و سخنراني?هاي ارائه شده (تهران: وزارت فرهنگ و هنر[بي?تا])، ج1، ص73. / 5ـ محمدامين رياحي، تاريخ خوي (تهران: توس،1372)، ص497؛ 505ـ523. / 6ـ تورگوم(اسقف اعظم)، قدسيان و اعياد كليساي ارمنستان (اورشليم: [بي نا]، 1957)، ص 143، نقل از هويان، كليساي ارمنيان ايران (بي?جا: بي?نا، بي?تا)، ص110. / 7ـ رياحي، همان، ص67. / 8ـ به زبان ارمني بناشخارهيك ناميده مي شود. / 9ـ ورجاوند، همان،ص89ـ90. / 10ـ رياحي، همان، ص419. / 11ـ همان، ص91. / 12ـ محمدجواد مشكور، نظري به تاريخ آذربايجان (تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي،1375)، ص375. / 13ـ رياحي، همان، ص69. / 14ـ محمدامين رياحي، سفارت?نامه?هاي ايران (تهران: توس، 1368)، ص40. / 15ـ  Basilique /

16ـ ورجاوند، همان، ص75ـ77.  / 17ـ Collateral

18ـ ايرج افشارسيستاني، نگاهي به آذربايجان غربي (تهران: مؤسسة انتشاراتي و آموزشي نسل دانش، 1369)، ج1، ص240و241. / 19ـ واروژان آراكليان، »تاريخچه و روند شكل?گيري بناهاي مذهبي ارمنيان در ايران«، دركنگرة تاريخ معماري و شهرسازي ايران (7ـ12 اسفند 1374)،مجموعه مقالات و سخنراني هاي ارائه شده (تهران: سازمان ميراث فرهنگي كشور،[1375])، ص436. / 20ـ ورجاوند، همان،ص80.  / 21ـ آراكليان، همان، ص436و437. / 22ـ لينا ملكميان، كليساي ارامنة ايران (تهران: دفتر پژوهش هاي فرهنگي،1380)، ص61.

منابع: آراكليان، واروژان. ((تاريخچه وروند شكل?گيري بناهاي مذهبي ارمنيان در ايران)). در كنگرة تاريخ معماري و شهرسازي ايران(7ـ12 اسفند1374)، مجموعه مقالات و سخنراني هاي ارائه شده. تهران: سازمان ميراث فرهنگي كشور، [1375].

ـ افشارسيستاني، ايرج. نگاهي به آذربايجان غربي. تهران: مؤسسة انتشاراتي و آموزشي نسل دانش، 1369، ج1.

ـ تورگوم (اسقف?اعظم). قديسان و اعيادكليساي? ارمنستان. اورشليم:[بي?نا]،1957. نقل از هويان. كليساي ارمنيان ايران. [بي?جا]: [بي?نا]، [بي?تا].

ـ جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. تهران: گيتاشناسي، 1384،ج2.

ـ‌ حيدري، رضا. سيماي?ميراث?فرهنگي آذربايجان غربي. تهران: سازمان ميراث فرهنگي كشور،1382.

ـ رياحي، محمدامين. تاريخ خوي. تهران: توس،1372.

ـ ـــــــــــــ. سفارت?نامه?هاي ايران. تهران: توس، 1368.

ـ‌ مشكور، محمدجواد. نظري به تاريخ آذربايجان. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1375.

ـ‌ ملكميان، لينا. كليساي ارامنة ايران. تهران: دفتر پژوهش?هاي فرهنگي،1380.

ـ‌ ورجاوند، پرويز. »كليســاي سورپ ساركيــس خوي« در يادنـامة پنجـمين كنـگرة بيـن?المـللي باستان?شناسي و هنر ايران، تهران، اصفهان، شيراز (28ـ29 فروردين1347)، مجموعـه مقالات و سخنراني?هاي ارائه شده. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، ج1.

برگرفته از:  فصلنامه فرهنگي پيمان ـ شماره 44 ـ  سال يازدهم ـ تابستان 1387