اشعاري از شاعران خوي
شهيد نگاه
زنده ياد محمد آقاسي (دانش)
شود نقش بر سنگ آرامگاهم
كه من از شهيدان تير نگاهم
سر زلف و چشم سيه، عهد بستند
نشاندند بر روزگار سياهم
تو امروز از دولت حسن، ماهي
من امروز از شوكت عشق، شاهم
شب من نشد روشن از صبحگاهان
بتابد مگر روي تابنده ماهم
مبين ظلمت خانة سينه ام را
ببين يك جهان عشق در برق آهم
به دادم برس، دردمندي اسيرم
پناهم بده، مرغكي بي پناهم
به طرف چمن لالة داغدارم
به برگ سمن، شبنم صبحگاهم
گذشتي و بر من گذاري نكردي
گرفتم كه پيش تو چون خاك راهم
شدم در غم عشق چون برگ كاهي
به هر سو كشد باد چون برگ كاهم
چرا خواهي آزار جانم خدا را
كه من از خدا جز تو چيزي نخواهم
مرا كشت »دانش« به تلخي نگفتم
كه من بيگناهم، كه من بيگناهم
دوبيتي
جمشيد واقف
حـذر از نـرگس شهلا كـن اي دل
نگاهي بـر سرشك مـا كـن اي دل
زمـهـرويـان وفـا هـرگـز نبيني
ازيـن آهـووشان پـروا كـن اي دل
به شبهاي سيه ماه مني تو
پري رخسار دلخواه مني تو
ندارم طاقت يك لحظه دوري
چراغ روشن راه مني تو
دل از داغ فراقت داغداره
نگاهم خسته و اندوهباره
بيا اي رفته در جان من آويز
كه فصل آشتي كردن بهاره
نگار من تويي اي رفته برگرد
قرارمن تويي اي رفته برگرد
نخواهم بي تو من باغ بهاران
بهار من تويي اي رفته برگرد
فرازي از شعر ِ " شارل بودلر "
ترجمة دكتر مرتضي شمس
بيخردي ، اشتباه ، گناه ، لئامت
با جان ما مي آميزد و پيكر ما را تباه مي سازد
و ما چون گداياني كه حشرات تن خود را پرورش دهند
از پشيماني هاي زيباي خود نگهداري مي كنيم
گناهان ما سمج و توبه هاي ما سست است
سخاوتمندانه اعمال خود را مي پسنديم
و با سرور و نشاط در راهي پرمنجلاب پاي مي گذاريم
چنان مي انگاريم كه چند قطره اشك ناچيز
لكه معاصي ما را خواهد شست
- از كتاب »گلهاي رنج« اثر " شارل بودلر
سيد منصور ديبا
در وصف »نصرت الله فتحي«، همرزم ستارخان
فتحي كه مراست يار دلبند
آن مرد هنر ور خردمند
رخشنده به ملك دانش و فضل
چون مهر ز پاژ گونه آوند
از پرتو حسن لا يزالي
بي شبهه چو ماه بي همانند
در بحر سخن به كشتي فضل
كلك خردش بسان فروند
با نام بزرگ نصرت الله
افزوده به خويش بس كرامند
در باغ كمال نظم و نثرش
هستند همي روان چوفر كند
نقش هنرش لطيف و هنجار
شيرين سخنش چو شكر و قند
با عزم جزيل چون دل سنگ
با فر و شكوه چون دماوند
مانند نزاد مام گيتيش
بر لم يزلي خداي سوگند
در وصف خصال يار ديبا
زين بيش توان سرود هر چند
ليكن تو بدين زبان كوتاه
يك نكته بگوي و لب فرو بند
يا رب به جلال كبريائيت
او را به جهان نژند مپسند
کلیه پست های این وبلاگ از تاریخ 10 اردیبهشت1391 مطالب چاپ شده در دوهفته نامه دارالصفا بوده و پست های قبل از این تاریخ، مربوط به هفته نامه اورین خوی می باشد.