نوروز در متون كهن
نوروز در متون كهن
بهروز نصيري
يكي از عادات مرضيه و پسنديدهاي كه از قرون متمادي مابين اقوام ايراني مرسوم بوده، برپايي جشن عيد نوروز بوده است، آداب و رسوم راستين ايراني، آداب و رسومي كه هنوز رنگ بيگانه به خود نگرفته است و از پالودگي هاي استعماري و استثماري فرهنگ هاي غرب زهر آگين نشده است، رسومي است كه همواره در طول سده ها به عنوان يكي از اصيل ترين و با ستانيترين گنجينه هاي تمدّن و فرهنگ انساني اقوامي كه به قول "ويل دورانت" براي اوّلين بار بنيادهاي تمدّن را به جهان بشريّت به ارمغان دادند. مورد تحسين دوستان و سبب رشك رقيبان قرار گرفته است. دوستان معمولاً در راه فرار از شوره زار فرهنگ تكنولوژيك مادّه پرستانه و بي بند بار غرب در پناه چنين آداب و رسوم انساني آرامش مي يابند چون كاسه داعتر از آتش و اشقي كه كوركورانه دلبرش را به اوج كمال رساند در بدعت، قدمت و اصالت آن اغراق مي كنند، رقبا كه جعل تاريخ تمدّن و فرهنگ ما را به عهده دارند و رقابت با ما را محال و حسادت را پيشة خود ساخته اند بر سبب نارسائي و از كار افتادگي مرسومات تمدّني خود به تحريف آن مي پردازند. به هر حال جشن فروردين كه يكي از شش جشن سال و يا آخرين گهنبار است، در آئين ايرانيان قديم اوقات خلقت بشر بوده است. عموماً در ايران آغاز سال نو، روزي كه خورشيد داخل برج بره ميشود، جشن قروردين است. هنوز هم در ايران در اوقات اين جشن خانه مي آرايند همه جا را پاك مي كنند رخت نو در بر مي كنند، بوي خوش بخور مي دهند، ديد و بازدي مي كنند، عناد و كينه ها فراموش مي شود. دوستي جاي دشمني، اتّحاد و اتّفاق جاي تفرقه را مي گيرد، فقير و غني به خانة همديگر رفت آمد مي كنند، گل و شيريني و شربت مي نهند، دعا مي كنند و نماز مي گزارند، در خوانچه اي يا سفره اي هفت چيز كه اسمشان با حرف سين شروع شده باشد، مثل سيم و سيب و سنجد و سبزه و ... مي گذارند، اين عدد هفت كه از زمان قديم مقدّس بوده اشاره به هفت امشاسپندان و يا بزرگترين فرشتگان مزديسنا مي باشد.
در آثار باستاني و مذهبي زرتشتي نشانه هايي از نوروز در دست است، در اوستا در قسمت هاي مختلف از جمله در " ونديداد، فر گرد 2" اين موضوع به تفصيل آمده است و ما حصل اينكه: در زمان " يم ـ يما" اهورمزدا به او فرمان ميدهد كه چون يخ بنداني سخت فرا خواهد رسيد، او بايد پناهگاهي براي حفظ نسل موجودات و انسان ها بسازد و آنها را در آن پناهگاه محفوظ و مصون بدارد، يما ـ يم يا جم نيز در زير زمين پناهگاه بزرگ مي سازد ( غار هاي زير زميني تعبيه مي كند) و هيزم فراوان گرد مي آورد و از نسل حيوانات و گياهان به كمك پيروانش در آن پناهگاه تعدادي نگاهداري مي كند، پس از گذشت زماني، اهورامزدا به او نويد مي دهد، كه سرزمين زيباي" ايران ويج" در آن سال از آب و هواي متغيّر رو به بهبودي خواهد گذاشت، به طوري كه آن سال ده ماه زمستان و دو ماه تابستان خواهد بود. " در آن جا ده ماه زمستان و دو ماه تابستان و در آن دو ماه نيز، هوا براي آب و خاك و درختان سرد است. ( ونديداد، فرگرد يكم) جم نيز اين مژده را به مردمان مي دهد و بدين مناسبت جشني بر پا مي دارند كه چون اين جشن در پايان سال يخبندان و آغاز سالي بوده كه بهار داشته و سال نو محسوب مي گرديده آن جشن را " نوروز" خواندند. با توجّه به اينكه آخرين يخ بندان در يازده هزار سال پيش بود، پس عيد نوروز در ما بين اقوام ايراني از قدمتي يازده هزارساله برخوردار است.
بيروني گويد: " نوروز نزد ايرانيان عيد بزرگي است و گويند كه خداوند در اين روز از آفرينش جهان آسوده شد، زيرا اين روز آخر روزهاي شش گانه است و در اين روز خداوند مشتري را بيافريد و فرخنده ترين ساعت هاي آن روز ساعات مشتري است، زرتشتيان مي گويند كه در اين روز زرتشت توفيق يافت كه با خداوند مناجات كند و كيخسرو بر هوا در اين روز عروج كرد و در اين روز براي ساكنان كرة زمين سعادت را قسمت ميكنند و از اينجاست كه ايرانيان اين روز را روز اميد نام نهادند و ..." (آثارالباقيه، ص 330)
كرستن سن هلندي مي نويسد: "ايرانيان در اين روز به همديگر آب مي پاشند." بيروني سبب آن را چنين آورده است: " چون در زمستان تن انساني به كثافات آتش از قبيل دود و خاكستر آلوده مي شود، اين آب را براي تطهير از آن كثافات به هم مي ريزند، و ديگر اينكه هوا را لطيف و تازه مي كند و نمي گذارد كه در هوا توليد وبا و بيماري شود." (همان منبع، ص 231 ) پس از سقوط دولت ساساني اين عيد نيز مانند بسياري از آثار ايراني اهميّت خود را در دستگاه هاي رسمي از دست داد. با اينكه احاديث مختلفي در مورد عيد نوروز در صدر اسلام در كتب مختلف از جمله بحار النوار و معارف و معاريف وجود دارد، ولي به سبب رعايت اختصار از نقل آنها خود داري مي شود. ولي نخستين باري كه نوروز در دوران اسلامي شكوه و عظمت خود را دوباره در دستگاه هاي رسمي به دست آورد دورة اوّل خلفاي عبّاسي بود ، در اين دوره نه تنها ايرانيان در دربار خلفا آن را به آئين باستاني جشن گرفتند، بلكه يكي از جشن هاي عمومي به شمار رفت و خلفا نيز در آن شركت نمودند. قسمتي از ادبيّات عربي در اين دوره عبارت است از شعرها و نامه هايي كه در تهنيت اين عيد نوشته شده است. هديه فرستادن و تبريك نوشتن يكي از آداب اين عيد بوده كه در اين دوره بين طبقة دانشمندان و مخصوصاً دبيران و وزيران رواج كامل داشته است. اشعاري كه در زبان عربي به مناسبت عيد نوروز و مهرگان سروده شده، و معمولاً در نامه هاي تهنيت به كار مي رفته، و يا از قصائدي كه شاعران ستايشگر در اين روز در وصف اين عيد و ستايش ممدوح خويش مي سروده اند گرفته شده، خود به تنهايي موضوع كتابي شده كه حمزة اصفهاني به نام " الاشعار السائره في النيروز و المهرجان" تأليف كرده بود. ( نيروز = نوروز و مهرجان = مهرگان)
در يكي از نامه هائي كه در همين دوره در تهنيت نوروز نوشته شده چنين ميخوانيم: " اين روزي است كه ايرانيان بدان سرافرازي ميكنند، و اعراب نيز براي بزرگ داشتن اين عيد، و همچنين براي پيروي كردن از اهل آن و اقتدا نمودن به سنّت ايشان خود را هم رنگ آنان مي سازند. ايرانيان در تحصيل دولت و عزّت پايگاهي بلند و بي مانند داشتهاند كه آرزو را هم بدان جا را نبود و كسي هم چشم برابري با آنها نمي توانست داشت. ايشان پس از زوال دولتشان باز به واسطة آثار حميده و نام نيكشان ضرب المثل گرديدن، ديگران از رفتار ايشان پيروي نمودند، اعيادشان را جشن گرفتند و براي آن تدارك ها ديدند." بنا به گفتة قلقشندي بيش از همه دبيران دولت عبّاسي بوده اند كه اين عيد را به ديدة بزرگي نگريسته در آئين و شكوه آن اهتمام مي ورزيده اند. ( قلقشندي، صبح الاعشي، ج9، ص 48، به نقل از دكتر محمّد محمّدي، فرهنگ ايراني... ص 116)
جاحظ ( 150 - 255 هـ . ق) مينويسد:" ... پادشاهان به روز مهرگان و به عيد نوروز جشن گيرند و ارمغان جهانيان را پذيرند. زيرا با اين دو جشن فصلي را به سر رسانند و فصلي دگر را آغاز كنند. و مهرگان تمهيد زمستان است و آغاز سرما، چونان كه نوروز پيشاهنگ تابستان است و پيش در آمد گرما. و نوروز را بر دگر جشن ها مزايا و خواصّي است و از آن جمله بدين روز نو سال نو آغاز گردد و باج و ساو به نوي باز آيد و فرمانداران و فرمانگذاران كشور به همه جا تبديل شوند و سيم و زر ( يعني نرخ كشور) را به نوي سكّه زنند و آشكده ها با مجموع بنا ها پاك تر و پاكيزه تر شوند و آب ها از منابع و چشمه ها به رودها روان گردند و نزديكان گردهم آيند و بنائي به نوي و تزگي ساز كنند و امثال اين جمله به آغاز هر سال روي دهد." ( ابو عثمان عمرو بن بحر جاحظ، التاج، ص 207) عيد نوروز با گاه شماري ايراني وارد جهان اسلام شد، كه خود فرصتي ديگر ميطلبد. شاهان هخامنشي عيد نوروز را خيلي با شكوه برگذار مي كردند، در كتب قديمي مسطور است كه داريوش كاخ تخت جمشيد را براي برپايي عيد نوروز بنا نهاد. پس از آنكه اسكندر مقدوني وارد ايران شد، به سنّت هاي ايراني حرمت نهاد و ... " يك بار كوشش جدّي كرد تا با موبدان ايراني كنار بيايد. ميگويند: اقامت بي دليل و نسبتاً مديد چهار ماهة او در اوايل سال 330 در تخت جمشيد شايد به اين سبب بوده است كه ميخواسته موبدان را متقاعد و راضي سازد كه بگذارند تا رياست مراسم جشن نوروزي فروردين آن سال را بر عهده گيرد و نقش شاه ايران را در كاخ هايي كه جانشينان داريوش بنا كرده بودند، بازي كند. امّا مخالفت سرسختانة آنان چنان خشمش را برانگيخت كه سرانجام همة كاخ را طعمة آتش ساخت."
( اسكندر گجسته، ص 14)
کلیه پست های این وبلاگ از تاریخ 10 اردیبهشت1391 مطالب چاپ شده در دوهفته نامه دارالصفا بوده و پست های قبل از این تاریخ، مربوط به هفته نامه اورین خوی می باشد.