به بهانه . . . روستاي وار . . .

حجت ذبيحي فر خويي

 

"تَعَـاوَنُـوا عَلَـى الْبِـرِّ وَالتـَّقْـوَى"   

بدون شك يكي از مصاديق تعاون و همكاري، همياري در عمران و آباداني و توسعه راه هاي مواصلاتي مي باشد، كه انسان هاي مومن و خدا جو در طول تاريخ همواره در صدد اقدام به اين دستور الهي بر آمده اند، كه نه تنها موجب خشنودي خداي متعال گرديده‌اند، بلكه عملكردشان به عنوان باقيات و صالحات نيز ثبت گرديده است.

آري! در پي اقدام اهالي مومن روستاي وار مبني بر تعريض و مرمت جاده خوي_وار، آنهم به صورت تعاون و مردمي و انتشار خبر اين اقدام از طريق رسانه هاي محلي و استاني، اول چيزي كه به ذهن انسانهاي نيك انديش و خيرخواه متبادر شد، تحقق اين پيام الهي بود، كه امر فرمودند: "همديگر را در كارهاي خير ياري فرماييد".

لذا ضمن ارج نهادن به اين اقدام شايسته اهالي روستاي وار، لازم ديدايم هم به جهت سپاس از همه خيرين و نيكوكاران و هم به جهت تشويق و تر غيب خود و ديگران به تعاون در امورات اجتماعي، سطوري را هر چند به طور مختصر راجع به اين سنت نيك انسان‌هاي خوب و شايسته با رويكرد به آيات الهي بنگارايم.

مفهوم شناسي واژه هاي كليدي :

تَعاوُن: اين كلمه مصدر و عربي مي‌باشد و از ماده "عون" به معناي ياري و پشتيباني كردن يكديگر، همكاري و دستگيري، هم پشت شدن و ياري كردن بعض قوم بعض ديگر را مي باشد. بِرّ:  اين كلمه هم عربي بوده و جمع آن " اَبرار" مي باشد و به معناي كارهاي خوب و سخن راست ذكر گرديده است؛ بدان جهت كه راستگويي داراي خير و منفعت كثيره مي باشد.  همچنين به معناي انجام كارهاي خير آن هم در حد گسترده نيز اطلاق گرديده است، تا آنجايي كه به جهت بيان عظمت معنوي و بزرگي اين واژه، "انوري" چنين سروده است:

ترازويي كه بدان بارِ بِرِّّّ او سنجند/ سپهر، كفّه او زيبد و زمين مثقال

 كلمه "بِرّ" با همه مشتقاتش و به لحاظ نوع كاربردش، در ابعادي چون: معنوي، مادي، اجتماعي و اقتصادي در قرآن كريم نيز ذكر شده است، كه موارد زير از جمله آنها مي باشند:

سوره مباركه بقره، آيات 177،189،224؛ آل عمران آيه 92؛ مريم آيه 14؛ طور آيه 28؛ عَبَسَ آيه 16 و انفطار آيه 13.

 تعاون از ديدگاه آيات :

1ـ تعاون اجتماعي: "تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ" (سوره مايده، آيه 2).

 ترجمه:در نيكوكاري و پرهيزگاري با يكديگر همكاري كنيد و در گناه و دشمني همكاري نكنيد.

روشن‌ترين آيه اي كه با صراحت تمام، همگان را دعوت به همياري در كارهاي نيك نموده است، اين آيه شريفه مي باشد؛ همچنين شريفه مذكور بيانگر نوعي تعاون اجتماعي مي باشد كه ما حصل آن برقرار شدن مقررات و نظم اجتماعي در سطح جامعه اسلامي خواهد بود.

در واقع يكي از اساسي ترين سنت‌هاي اسلامي را، اين آيه شريفه متذكر مي شود  و پيام صريح آن اين است كه، اگر جوامعي بخواهند قوام و پايداري داشته باشند، لاجرم بايد تعامل و همكاري آنها بر اساس تقوا و پرهيزگاري ترسيم گردد.

ديگر پيام مهم و كاربردي اين آيه شريفه اين مي باشد كه، حاكميت و جامعه اسلامي در برابر حوادث تلخ و شيرين، بايد عكس العمل فعال نشان دهند و به جاي حمايت از قبيله، منطقه، نژاد و زبان خاص، بايد از نفس كارهايي كه منفعت عقلايي و عمومي دارند، حمايت كند و زمينه را براي رشد همه جانبه فضايل مهيا نمايد.

2 ـ تعاون با ذوالقرنين:

تعاون و همكاري مردم ساكن ميان دو كوه با ذوالقرنين در پديد آوردن سدّي كه مانع از هجوم يأجوج و مأجوج به آن سرزمين باشد، نمونه ديگري از تعاون بين مردم و حاكمان مي باشد. خداوند متعال نحوه تعاون و همياري ميان ذوالقرنين و مردم را چنين بيان مي‌فرمايد:

" قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا" (سوره كهف، آيه 95).

ترجمه: [ذوالقرنين] گفت: آنچه پروردگارم در آن به من توانايي ارزاني داشته، بهتر است. از اين رو [شما] مرا با نيروي [انساني] ياري رسانيد [تا] ميان شما و آنان سدّي استوار پديد آورم.

اين آيه شريفه ناظر به تقاضاي قومي است كه، از دست يورشهاي يأجوج و مأجوج در امان نبودند و لذا از ذوالقرنين تقاضاي ياري نمودند.

آيات قبل بيانگر اين نكته بودند كه مردمان آن اهالي پيشنهاد ساخت سدّي را به ذوالقرنين دادند و براي اين كار بودجه اي را نيز به وي پيشنهاد نمودند ولي ذوالقرنين پيشنهاد مالي آنان را نپذيرفت و تنها خواسته اي كه از آن اهالي نمود اين بود كه وي را در امر سدّسازي ياري رسانند. به عبارت ديگر در خواستي كه ذوالقرنين از مردم داشت اين بود كه در تأمين نيروي انساني و فراهم آوردن ابزار كار، وي را ياري نمايند.

آيه نودو شش سوره مباركه كهف، نحوه آماده ساختن مصالح براي سدّ سازي را چنين بيان مي فرمايد: [ذوالقرنين گفت:] اينك قطعات آهن برايم بياوريد [تا كار را آغاز كنم]. تا آنگاه كه [ذوالقرنين] ميان آن دو كوه را با [قطعه هاي بزرگ آهن ] هموار ساخت، گفت: [اكنون آتش بياوريد و آن را در آهن] بدميد؛ [و آنان به دستور او دميدند] تا آنگاه كه آن [پاره آهن ها] را [يكپارچه] آتش ساخت، گفت: اينك مس گداخته برايم بياوريد تا روي آنها بريزم.

چنانكه ملاحظه مي شود مركز ثقل اين بحث كلمه " فَأَعِينُونِي" در آيه نود و پنج سوره كهف مي باشد كه بيانگر نحوه اعانت مردم به افرادي كه نيات خير دارند، مي باشد. افرادي كه تمام توانشان را جهت ياري رساندن به همنوعان خود به كار مي گيرند.

به طور خلاصه، آيات مذكور حامل چند نكته اخلاقي ـ اجتماعي به قرار ذيل مي باشند:

الف : جمعيتي كه خود به صورت داوطلبانه اقدام به تعاون و همياري مي‌كنند بايستي امكانات مردمي آنان را در راه مصالح آن جمعيت به كار گرفت؛

ب : براي رسيدن به هدف، علاوه بر طرح و تقاضا و بودجه، همت و مشاركت مردمي نيز لازم است؛آن طوري كه خود مردم در سدّ سازي با ذوالقرنين مشاركت داشتند؛

ج : در بعضي موارد علاوه بر كمك‌هاي مالي مردم، بايد نيروي انساني را هم به همياري و همكاري دعوت نمود.

بِرّ از ديدگاه آيات :

كلمه " بِرّ " با همه مشتقاتش در چهار عنوان كلي و با محوريت " اَبرار در قرآن كريم ذكر شده است. عناوين كلي اين كلمه در قرآن بدين قرار مي باشند: اوصاف ابرار؛ پاداش ابرار؛ مصاديق ابرار؛ مقام ابرار.

اما از آنجايي كه اصل را بر اختصار نويسي در اين نوشتار قرار دادايم، لذا از ذكر تمام آياتي كه به تبيين اين كلمه پرداخته اند صرف نظر مي كنيم و تنها به ذكر يك آيه كه در برگيرنده نكات بسيار مهمي در مقوله "بِرّ" مي باشد، بسنده مي كنيم. خداوند متعال در سوره مباركه بقره آيه 177چنين مي فرمايد:

» نيكوكارى به آن نيست كه روى به جانب مشرق يا مغرب كنيد و ليكن نيكوكار كسي است كه به خداوند و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيغمبران ايمان بياورد و مال خود را در راه دوستى خدا به خويشان و يتيمان و فقيران و رهگذران وامانده و گدايان بدهد و هم در آزاد كردن بندگان صرف كند و نماز بپا دارد و زكاة مال به مستحق برساند و با هر كه عهد بسته به آن وفا كند و در هنگام فقر و تهيدستى و درد و مرض و جهاد با دشمنان دين صبور و شكيبا باشد كسانى كه به اين اوصاف آراسته‏اند، در حقيقت راستگو و پرهيزكارنداين آيه به لحاظ اينكه حاوي نكات بسيار مهم اخلاقي و اجتماعي مي باشد، از جامع ترين و كامل ترين آيات الهي به حساب مي آيد. چرا كه از پيامبر اسلام (ص) نقل شده كه هر كس به اين آيه عمل نمايد، ايمان خود را كامل نموده است.

همچنين با توجه به سمبليك بودن زبان قرآن، اين آيه شريفه در صدد بيان نوع نيكي ها برآمده است و به نوعي همگان را به سوي انجام مطلق كارهاي نيك سوق مي دهد. در تأييد اين نظر علامه طباطبايي (ره) چنين فرموده اند:

"...اين آيه علاوه بر اينكه بيانگر مصاديق واقعي ابرار مي باشد، بلكه در صدد بيان تعريف و ذكر حقيقت نيكي‌ها و حال نيكان نيز مي باشد".

با تدّبر در ديدگاههاي مفسران مي‌توان چنين استفاده نمود كه، به تلازم عقلي علاوه بر اينكه عموم مردم مخاطب اين شريفه مي باشند، بلكه انجام دادن كارهايي كه ختم به كارهاي نيكو مي‌باشند نيز، جزء افعال نيكو مي باشند.

به عنوان نمونه چنان كه تعليم و تربيت يكي از مصاديق نيكي ها به حساب مي‌آيد، ايجاد فضاهاي آموزشي، تربيت مربيان مومن و كارآمد، احداث كتابخانه، تأمين وسايل نقليه و... نيز، از مصاديق نيكي ها به شمار مي آيند.    

نتيجه : اما نتايجي را كه مي توان به اين نوشتار بار كرد، بدين قرار مي باشد: قرآن به عنوان كتاب جاويد و جامع بوده و فرامين آن از جمله در دعوت به نيكي‌ها، همواره تازگي داشته و همه مومنان در طول تاريخ مخاطبين اين كتاب مبين مي باشند. حاكميت اسلامي كه خود يكي از مناديان محقَّق شدن فرامين الهي مي باشد، بايد بيش از پيش توان خويش را صرف اموري نمايد كه ماحصل آن مي تواند به تحقق آرمان‌هاي اسلامي و انقلابي بانجامد.

نهايت اينكه، هم به جهت رضايت پروردگار و هم به جهت تربيت نسلي مومن و خود باور، بايستي گفتار و رفتار افراد نيكوكار هماهنگ باشد؛ آن چناني كه كلمه " صَدَقُوا " در پايان آيه صدو هفتاد و هفت سوره مباركه بقره به آن اشاره مي كند.

منابع:

1)المفردات في غريب القرآن (502 ق).

2)مجمع البيان في تفسير القرآن ، طبرسي، امين الاسلام (560 ق).

3)الميزان في تفسير القرآن، طباطبايي، محد حسين.

4)تفسير روشن، مصطفوي، حسن.

5)ديوان انوري.

6)لغتنامه، دهخدا، علي اكبر.

7)فرهنگ بزرگ سخن، انوري، حسن.