تكاوران (جنگاوران كوهستاني ،فرزندان خاك)

در حماسه عمليات غرورآفرين كربلاي 6 (نفت شهر)

بخش10

ميكائيل احمدزاده

 

تركيب و گسترش نيروهاي خودي

 خط مقدم در دست لشگر84خرم‌آباد با 2 تيپ پياده و يگانهاي زرهي در خط مقدم ، در جناح راست تيپ مسلم ابن عقيل سپاه و در جناح چپ لشگر نيز تيپ 40 سراب از ارتفاعات سلمان كشته و 402 معروف پدافند مي كرد.

لشگر 88 زاهدان با استفاده ازيگان هاي احتياط و غير در گير خود با پشتيباني  مستقيم ساير يگانهاي  موجود در عقبه منطقه اعم از توپخانه ،آتشبارهاي كاتيوشا، تانك اقدام به تك عليه مواضع دشمن در منطقه را نمود نيروهاي تيپ 1و2 ل 88 زاهدان با استفاده از حجم آتش تانك هاي ل 16 قزوين و توپخانه لشكري81 كرمانشاه عمليات آفندي را به سوي دشمن آغاز كردند.

من به اتفاق افسران عمليات و اطلاعات خودمان  در سنگر اتاق جنگ لشگر88زاهدان  در كنار فرماندهان عمل كننده  بنا به دستور و مسئوليتي كه داشتيم جمع شده بوديم تا روند عمليات را بررسي كنيم ،چون در صورت عدم موفقيت لشگر 88 زاهدان مي بايست تيپ ما وارد كار مي شد لذا نتيجه كار براي همه ما مهم بود و نياز بود به زواياي كار و منطقه اشرافيت كامل داشته باشيم ، براين اساس كوچكترين فعل و انفعالات اتاق جنگ ثبت وكارشناسي مي شد.

ساعتي بعد رمز عمليات توسط فرمانده عمليات صادر شد و نيروها كه از قبل آماده شده بودند جهت انهدام مواضع دشمن  از لبه جلويي منطقه نبرد عبور و به امتداد دشمن حركت كردند .

در ساعات اوليه روند كار خوب بود و نيروها در سكوت راديوئي مطلق پيشروي مي كردند. نيروهاي گردان شجاع خط شكن لشگر88 زاهدان  خود را از داخل موانع مين و سيم خاردار كه قبلاً توسط تيم هاي تخريب و شناسايي يگان هايش گشوده شده بود عبور داده به نزديكي سنگر هاي استراق سمع عراق رسانيده بود .

نهايتاّ در ادامه حركت بسوي دشمن پست استراق سمع دشمن متوجه حمله ايراني ها شده بود ،كه درگيري آغاز شد.

 بعد از كشف عمليات توسط نيروهاي دشمن  ،بيسم ها آغاز بكار كردند ، صداي فرماندهان رده هاي مختلف بگوش مي رسيد و از آن سو نيز پست شنود مخابرات جنگ الكترونيك لشگر مكالمات عراقي ها را شنود وتوسط مترجم به جمع حاضر بازگو مي كردند.

دشمن متوجه عمليات شد، توپ هاي منور، رگبارتيربارهاي دشمن ، شليك موشك هاي ضد تانك و ضد نفر آغاز شده بود، و ايران نيز در بشتيباني آتش از نيروهاي در گير اقدام به آتش تهيه بر روي مواضع و سنگرهاو استحكامات و نفرات دشمن نمود، باران گلوله و تركش برسر دشمن باريدن گرفته بود .

لحظات حساسي بود شبانگاه غرش صداي مهيب شليك بي امان  توپ ها و تانك هاي مستقر در مواضع خودي شروع شد ، آسمان منطقه غرق در دود و خاك بود ، و نشان از كشف حمله شده بود و نتيجه را بايد در عمل كرد نيروهاي تكا ور مي ديديم، اوضاع واحوال بيانگر اخبار خوبي نبودند و بخصوص كه در نيمه هاي شب  نيروهاي مقدم اعلام كردند دشمن از نيروهاي احتياط خود بهره جست وبدنبال آن گزارش تائيد خبر حركت كاميون هاي نظامي عراقي و خودروهاي شني دار در پشت ارتفاعات بدست مان رسيد، كه حاكي از فشار بر رزمندگان خودي داشت.

من به اتفاق چند نفر ديگر كه مسئوليت هاي ستادي داشتند فوراّ خودمان را به ديدگاه فرماندهي رسانديم تا با دوربين هاي تلسكوپي روند كار را ببينيم .

بيشتر كاركنان نيروهاي عمل كننده ناراحت و كلافه بودند تعداد مجروحين بسيار زياد شده بود و موجب ضعف روحيه نيروها مي شد صداي آژير آمبولانس ها لحظه ي قطع نمي شد ، توپخانه عراق ديوانه وار همه منطقه را زير آتش گرفته بود .

نيروهاي پاي كار توسط بي سيم مهمات ونيروي‌كمكي‌درخواست‌مي‌شد ، لحظه اي صداي بي سيم ها خاموش نمي شد ، گزارشات موفقعيت آميز كمتر بود ، وبعلت برخورد بعضي از يگان ها با موانع طبيعي سخت ، عملكرد خوب ساير يگان ها نيز مهم به نظر نمي رسيد.

  گردان هاي احتياط  تيپ هاي درگير جهت كمك به نيروهاي درگير و فشار بر عراقي ها وارد كارزار شده بودند، و جنگي تمام عيار كه نشان آن حجم انبوه آتش تهيه طرفين بود آغاز شده بود ، وقت تنگ شده بود و اگر نيروهاي ما خود را به بالاي ارتفاعات نمي رساندند با روشن شدن هوا و ديد و تير عراقي ها در صحنه كارزار بسيارزياد و خطرناك مـي‌شد و تلفات نيز زياد مي شد و عملاّ كارآرائي يگان هاي تك كننده ما تقليل مي يافت .

در اين بين يك گروهان خود را به بالاي  تپه سرخه (هدف ب)  – رساندند، و جنگ تن به تن در كانال هاي عراقي ها آغاز شده بود ، در گيري سختي بوجود آمده بود، با اين حال جاي اميدواري بود كه چند هدف مهم بدست ايران بيافتد .

خستگي مضاعف ، كمبود مهمات در صحنه كارزار و عده كم نسبت به تعداد تقويت شده عراقي ها واينكه تازه نفس بوده و از تحرك كمتري نسبت به نيروهاي حمله كننده داشتند ، در آخرين ساعات نيمه شب بي سيم دسته نفوذ كننده خبرهاي دردناك گزارش داد كه سربازان ما مجروح و شهيد شدند و ادامه نبرد امكان پذير نخواهد شد ، لذامنتظر دستور بعدي بودند .

عليرغم انهدام و كوبيدن مواضع عراقي ها توسط آتشبارهاي سنگين نيروهاي پياده به اهداف مهمي دست نيافته ، و در همان اطراف زمين گير شده بودند ، زيرا خط مستحكم دشمن بخوبي شكافته نشده و نفوذ آنچناني كه بتواند شالوده دفاعي عراقي ها  را از هم بپاشد ديده نمي شد.

عراقي با كسب برتري در بالاي ارتفاعات با داشتن ديد و تير و آتش توپخانه قوي توانسته بود مواضع خودرا حفظ كند .

 تعداد مجروحين ايراني رفته رفته بيشتر مي شد و عليرغم تلاش يگان ها  موفقيت اثر گذار شنيده نمي شد نيروهاي درگير تنها توانسته بودند در قسمتهاي كوچك جاي پا باز كنند كه آن هم از نظر نظامي نسبت به ساير هدف‌ها قابل توجه نبود.

كم كم هوا روشن مي شد و در صورت عدم موفقيت با آغاز روشنائي نيروهاي ايراني تلفات زيادي متحمل مي‌شد. 

لذا با تدبير افسران عمليات با فرماندهي لشگر خود مشورت كرده و راه كارهاي موجود را بررسي كرده و به اتفاق تصميم بر اين شد كه عقب نشيني انجام گيرد و با فرصت باقي مانده تا سحر مجروحين و تجهيزات و يگان ها به عقب برگردانده شده و در خط مقدم خود آمادگي پاتك احتمالي دشمن را داشته باشند.

 اين تدابير به يگان هايي كه وارد مواضع دشمن شده بودند ابلاغ گرديد با اجراي آتش و حركت تاخيري خود را به يگان اوليه ملحق سازند و به آتشبارهاي خودي دستور داده شد بعد از عقب نشيني عده ها مواضع دشمن و حد فاصل خطوط مقدم ما و دشمن  تا دقايقي كوبيده شود تا دشمن مجال عكس العمل نداشته باشند. بي سيم ستاد فرماندهي خبر عقب نشيني را صادر كرد ، و بلافاصله عقب نشيني نيروها از موانع و مواضع  دشمن آغاز شد.

تدبير درست همين بود كه از تلفات بيشتر نيروها كاسته گردد تا براي عمليات مجدد سازماندهي و طرح ريزي مناسب‌تري اتخاذ گردد.  اصول رزم ايجاب مي كرد كه عقب روي نيروها صورت گيرد. فرمانده لشگر شخصاّ در پشت بي سيم فرماندهي قرار گرفت و ضمن دادن روحيه وتمجيد از نيروهاي درگير خواستار شد فوراّ مجروحين و شهدا را به عقب منتقل كرده و ضمن عقب نشيني گام به گام فرصت تعقيب و پيشروي دشمن را بگيرند.

فشار كاري فرماندهان ايراني بسيار زيادشده بود، بعلت بعد مسافت و وجود كوره راه هاي فراوان ،تداركات كافي  و خوب نبود ، تعداد مجروحين زياد بود و پاي هدف مانده بودند ،گزارشات حاكي ازاين بود عراقي ها با ضدهوايي نفرات را هدف قرار مي دهند و حجم آتش دشمن بي سابقه مي باشد و تعداد زيادي از نيروها بوسيله نارنجك هاي دستي كه از روي ارتفاعات به پاي رزمندگان پرتاب مي كردند مجروح شدند .

 بوسيله بي سيم روند اجراي عمليات را دنبال مي كرديم در آغاز نيروها ي خودي با تكيه بر اصل غافلگيري توانسته بودند خود را به چند ده متري دشمن برسانند، و تقريباً دشمن را غافلگير نمايند اما بعد از گذشت پاسي از شب،مكالمات بي سيم نيروهاي در گير خبرهاي مايوس كنند ه بدنبال داشت .