رهنمودهاي قرآني، ره توشه هاي جاوداني
رابطهي كردارها و رويدادها
جليل لباسدوخت
»ظهرالفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون«. (روم/41)
فساد و تباهي در خشكي و دريا (تمام زمين) به كرده هاي بد خود مردم پديد آمد تا ما هم كيفر برخي اعمالشان را به آنها بچشانيم باشد كه (پشيمان شده و به درگاه الهي) باز گردند.
البحر و البحر: مقصوداز بر وبحر تمام گسترده زمين است.
الفساد: مقصود از فساد، بلاهاي عمومي است كه جهان را فرا مي گيرد و حرث و نسل را از بين مي برد (مانند قحطي، زلزله، بيماريهاي مسري، جنگ ها، غارتگريها).
آنچه مسلم است اين است كه بلاها و مصيبت ها و پيشامدهائي كه فراگير است و حتي پيدايش ظالمان و ستمگراني كه آسايش عمومي را به هم مي زنند و سلب آزادي از مردم مي كنند و بي گناهان را مي آزارند، همه اينها در اثر كارهاي زشت و قبيح انسان ها است و در اثر گناهاني است كه متأسفانه روز به روز افزايش يافته و هر چه گناهان بيشتر ميشود، بيماري هاي خطرناك مانند ايدز افزايش مي يابد و قحطي و گرسنگي و زلزله و آفت هاي ديگر زيادتر مي شود.
جالب اينجا است كه تمام مردم خوب مي دانند كه علت پيدايش اين همه مصيبت ها و بلاهاي ارضي و جوي و بحري، در اثر ارتكاب گناهان است، با اين حال عبرت نمي گيرند و بيشتر به آن دامن مي زنند، وگرنه خداوند وعده داده است و وعده اش تخلّف ناپذير است كه اگر مردم، با ايمان و باتقوا باشند، خداوند درهاي بركت را از زمين و آسمان بر آنها مي گشايد و آنان را متنعّم به نعمتهاي بي زوال مي سازد.
قطعاً رابطه اي مستقيم ميان اعمال و كردار مردم و ميان حوادث و رويدادهاي جهان وجود دارد كه اگر مردم صالح و خوش رفتار شدند، از حوادث كاسته مي شود و اگر مردم طغيان كردند، طبيعت نيز به امر خداوند طغيان مي كند و آنها را در كام خشم خود فرو مي برد. و لذا است كه ائمه عليهم السلام تأكيد كرده اند كه در سايه حكومت امام زمان عجل ا... فرجه كه ظلم و ستم از بين مي رود و عدل و داد همه جهان را فرا ميگيرد، خداوند نيز به بركت وضعيت موجود، بركات خود را از زمين و آسمان افزايش مي دهد كه تمام مردم در رفاه و آسايش زندگي كنند.
بعض الذي عملوا: خداوند به خاطر وسعت و گستردگي رحمتش بسياري از عذاب ها و حوادث ناگوار را مي پوشاند و از آنها صرف نظر مي كند. در آيه اي آمده است: »هر مصيبت و بلائي بر سرتان بيايد به خاطر كرده هاي خودتان است و خداوند از بسياري بلاها چشم پوشي مي كند.«
لعلهم يرجعون: خداوند مردم را به عذاب هاي دنيوي گرفتار مي كند شايد از گناهانشان دست بردارند و به اطاعت خداي خود باز گردند. البته عذاب ها به همين جا بسنده نمـيشود كه اگر توبه نكردند به عذاب دردناك اخروي كه هرگز قابل مقايسه با عذاب هاي دنيوي نيست، نيز گرفتار خواهند شد. و اين بلاها به خاطر ايجاد جرقه اي است كه غافل را هشيار و خواب را بيدار سازد. پس اگر مردم در اثر اين بلاها و رويدادهاي ناگوار بيدار شوند و به عذاب غيرقابل تحمل اخروي بيانديشند و با توبه و انابه به خداي خود باز گردند، مانع از خشم الهي شده و عذاب از آنان دور خواهد شد.
از اين آيه معلوم شد كه يك ارتباط تنگاتنگ ميان حركت كلي انسانها و كردارهايشان و گفتارهايشان و ارتباطاتشان با يكديگر و ميان نتايج مثبت و منفي اين حركتها در راستاي كردارها وجود دارد زيرا هر كار خير و هر كار شرّي تأثيري ذاتي و جوهري در وجود انسان و حيات اجتماعي انسان در اين جهان و آن جهان دارد، پس هيچ بلائي مجرد از وضعيت محيط نيست و هيچ كيفري جداي از عوامل دروني رفتار انسانها نمي باشد، بلكه نتيجه اي طبيعي براي آن كردارها و اعمال است؛ تا انسان طعم تلخ مصيبت ها و بلاها را بچشد، شايد به خود آيد و از كارهاي منفي كه موجب ايجاد شر و بلوا در جهان است خودداري كند.
در يكي از آيات شريفه قرآن آمده است:
»خداوند مَثَل خيرند به قريه اي (بلدي) كه اهل آن در امن و امان زندگي مي كردند و رزق و روزي آنان از هر سوي جهان مي رسيد ولي به نعمتهاي خدا كفران كردند و شكر نعمت را به جاي نياوردند، پس خداوند لباس ترس و گرسنگي به آنان پوشانيد كه از اين دو بلا بچشند و اين بخاطر كردارهاي خودشان بود«.
و اين كه خداوند در اين آيه به يك بلدي مثال زده است معنايش اين است كه اين وضعيت مربوط به جا و مكان خاصي نيست و شأن نزول اين آيه مربوط به محدوده مكه نمي شود چنانچه برخي مفسرين به اشتباه آن را منحصر در جاي خاصي مانند مكه دانسته اند، بلكه عبارت از يك حكم كلي الهي است كه مخصوص هيچ زمان و مكاني نيست. »ان ا... لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم«.
کلیه پست های این وبلاگ از تاریخ 10 اردیبهشت1391 مطالب چاپ شده در دوهفته نامه دارالصفا بوده و پست های قبل از این تاریخ، مربوط به هفته نامه اورین خوی می باشد.