در حماسه عمليات غرورآفرين كربلاي 6 (نفت شهر)

بخش 8

ميكائيل احمدزاده

دشمن

گسترش نيروهاي دشمن در روي ارتفاعات مهم و استراتژيك بسيار اصولي و داراي قواعد خاصي بود كه نشان از آمادگي دشمن داشت شكل فيزيكي هدف ها مانند  عارضه هاي جدا از هم ودر فواصل معين ودر يك امتداد و داراي ديد وتير وسيع بر مناطق بسيار زيادي مي شد كه در صورت از دست دادن هدف ها شهرك نفت خانه،نفت شهر، و مناطق داخل مرز عراق كيلومتر ها به خطر انداخته مي شد و نيز موجب مي شد مناطق زيادي از ميهن ما ازتيررس عراقي‌ها خارج مي گرديد .

اهميت كار بسيار زياد بود دشمني كه ساليان دراز اين نقاط را دردست داشت و سيطره خود را بر حوالي نگه داشته بود اينك زمان رسيده بود كه باشكست خود به داخل مرزهاي خودشان رانده شوند و دور جديدي در جبهه غرب رقم بخورد.

اصول رزم به نيروهاي در گير مي گويد نبايد ديده شد و در عين حال بايد دشمن را ديد، رده هاي مياني  فرماندهي و مسئولين طراحي و اجراي دستوالعمل هاي عملياتي سعي فراوان داشتند كليه موارد امنيتي رعايت شود و به اين موضوع كه وظيفه هر نظامي بود، بها مي دادند؛ غافل ازاين كه رده‌هاي بالاي فرماندهي، اين بار زياد حساسيت به اين موضوع نداشتند و مانند جابجايي هاي قبلي نظارت و دقت كافي به عمل نمي آوردند ، اين موضوع كه بعدها روشن شد يكي از تاكتيك هاي قرارگاه عملياتي كربلا در جنوب بود . به اين صورت كه دشمن از حمله مسلم و بزرگ  ايراني ها در منطقه شلمچه آگاهي كامل داشتند ، اقدام به تحكيم مواضع خود شده بود و يگان هاي زبده ازجمله گارد رياست جمهوري را نيز به پاي كار آورده بود و لحظه شماري مي‌كرد كه عمليات بزرگ ايراني ها را با استفاده از سيستم‌هاي مدرن و نفوذ نا پذير و تجهيزات و نيروهاي زبده و تازه نفس خود شكست دهد .

با اين اوصاف چندين هزار نفر از نيروهاي خود را براي مقابله با حمله ايراني ها از مناطق غرب و شمال غرب به اين نقطه سوق داده بود و در صورت بروز اين واقعه كفه ترازوي جنگ به سود دشمن رقم مي خورد و ايران متحمل ضربه سنگين بعد از سال ها از سوي عراقي ها مي شد.

با درايت فرماندهان بود كه به دنبال كشف عمليات ايران و بارندگي بسيار در منطقه جنوب كه منجر به زمين گير شدن نيروها مي شد.

 از آنجايي كه روند عمليات خوب اجرا نشده بود فرماندهان را كلافه نموده بود نيروهاي بسيار زيادي ازداوطلبان بسيجي پاي كار آمده بودند و هماهنگي و مقدمات يك يورش عظيم با توجه به تحريم نظامي و اقتصادي ايران تكيه بر توان خودي صورت گرفته بود.همه سردر گم بودند چگونه از اين گرداب نظامي بيرون آورند و استفاده بهينه و اساسي از نيروهاي آماده رزم خودي به عمل آورده شود.

نهايتاً تصيم مشاوران ارشد نظامي  بر اين شد كه ايران يك تك آفندي در منطقه ديگر را آغاز كند و با اين كار، دشمن نيروهاي خود را از جنوب كاهش داده و سازمان رزم دشمن را برهم زنند و دشمن را در نقطه ديگر مشغول كنند تا فرصت مناسب جهت عمليات كربلاي 5 فراهم آيد.

براين اساس، بدون اطلاع يگان هاي رزمي صلاح را بر اين مي ديدند دشمن را متوجه جابه جايي و آغاز عمليات در منطقه نفت شهر بنمايد تاآرايش و سازمان دفاعي خود را در منطقه جنوب تغير يا كاهش دهد.

اين فريب نظامي كار ساز هم شد دشمن به خيال منصرف شدن ايران از حمله در جنوب و لو رفتن عمليات ، اقدام به افزايش نيرو و تجهيزات خود با كاستن از جبهه جنوب به غرب شد.

در اين بين نيروهاي تحت امر جنوب نيز بي كار ننشسته با استفاده از مواضع فرضي و آموزش هاي رزمي مكمل و ويژه خود را براي حمله كربلاي 6 آماده مي كردند.

نيروهاي تحت امر قرارگاه عملياتي غرب هم دستور داشتند دشمن را هرچند براي متوجه داشتن به جبهه غرب درگير كنند، و در صورت امكان ارتفاعات حساس مشرف به منطقه را از دست دشمن باز پس گيرند ، ارتفاعاتي كه از اوايل حمله دشمن در دست عراقي ها بود.

 با اين توصيف ضمن حساسيت منطقه و وجود چاه هاي بي شمار نفتي و شكل فيزيكي منطقه  نفت شهر در جبهه غرب، حمله نيروهاي ما و آغاز در گيري لشگر ما با دشمن بسيار مهم و حياتي بود و عمليات چندين لشگري مارا در منطقه جنوب بيمه مي كرد.