كلبه خيال
خدمت دوست ارجمند، شاعر گرانمايه جناب آقاي حبيب حسن نژاد
انزاب خوئي
شد »حبيبا« مدتي، اي شاعر شيرين سخن
كز تو پيغامي نديده اين دل مهجور من
نيست منظورم شكايت ليك دلواپس شدم
داده اي عادت مرا بد گونه بهر خويشتن
تازه بعد از سالها جُستم تو را همدرد خود
از ميان آنهمه، هم مسلك و اهل سخن
دوستي، كورا بُود فعل و كلام و دل يكي
در جوانمردي سمين و همچو گوهر پُر ثَمَن
نغمه پردازي كه او را جُز تني نشناخته
بلبلي كورا سَزَد آرايش باغ و چمن
»قدر گوهر گوهري داند« نه مرد شيشه گر
از كجا داند »چلنگر« فرق فولاد از چدن
باد ننگش آنكه نشناسد غزل را از »خزل«!
يا نداند فرق طشت و ديگ و سيني و لگن
ترّهاني چند مي بافد بنام شعر و زان
باد اندازد به غبغب بيحساب از كيل و من
ياد باد از »دانش« آن مرد صفا و بي ريا
با چه آمالي پي افكندش بناي انجمن
شد فزون از بيست سال و تاكنون نشنيده ام
انجمن پرورده باشد شاعري داراي فن
كس در اين مدت از اين محفل نديده معجزي!
جز به همديگر تفاخر كردن و تهمت زدن
درد بدبيني غرض درديست بي درمان، رفيق
كاين چنين افتاده در اين شهر بين مرد و زن
بيش از اين گفتند پيش از ما، نيامد سازگار
»ساقيا مي ده به قول مستشار مؤتمن«
لطف كن پاسخ به مكتوبم فرست و شاد كن
اي رفيق حسن خلق و شاعر بدعت فكن1
تا كه هستم با خسي ياد من افسرده كن
بر مزارم تاج گل، دارد چه سودي بعد من؟!
اينهمه پند و نصيحت گفتي »انزاب« عاقبت
بهر فاطي كي شود تنبان، مدرّان پيرهن
ـــــــــــــــــــ
1ـ اشاره به سبك خاصي است كه آقاي حسن نژاد در لفظ و معني و مضمون اشعار ابداع و ايجاد كرده كه با سبكهاي ديگران بخصوص پيشينيان متفاوت است
تقديم به رزمندگان و همرزمان سالهاي دفاع مقدس
پاي پيمان
دكتر حسن دهقان )منتظر)
از چه ما را اين چنين دل كينه بست
با شمايم، باز هم دل كينه هست؟
ما كه باهم سالها در راه عشق
بند بند جانمان، از هم گسست!
در دفاع از سنگر ايمان و عشق
لشكر دشمن ز تير ما نَرَست
ياد باد از روزهاي جنگ و خون
يا علي تان، گردن دشمن شكست
آفرين كز خوف تكبير شما
لرزه بر اندام دشمن مي نشست
آن صداي ياعلي گويان چه شد؟
قفل سنگين بر دهان ما كه بست!
ما كه فرياد رساي حق بُديم
پس چرا مُهر سكوت آن را نشست؟
حال با ما از چه رو بيگانه ايد؟
افتراي بي وفايي را كه بست؟
همتي ياران، كه باهم پا شويم
زَهَره دشمن، از اين خواهد گسست
»منتظر« يار وفادار شماست
کلیه پست های این وبلاگ از تاریخ 10 اردیبهشت1391 مطالب چاپ شده در دوهفته نامه دارالصفا بوده و پست های قبل از این تاریخ، مربوط به هفته نامه اورین خوی می باشد.