دنبلي ها
آشنايي با دنبلي ها و خدمات آنها!
امير دنبلي
قسمت دوازدهم
فتحعلي شاه بعد از جلوس به تخت سلطنت، جنازه آغامحمدخان قاجار را از ابراهيم خليل خان جوانشير خواست . وي جنازه شاه مقتول را از قره باغ با احترام خاص به نخجوان ارسال و از آنجا با مشايعت جعفرقلي خان به تهران فرستاده شد.شاه بعدازخاكسپاري آغامحمدخان، عليمحمدخان سردار را با سپاهي،جهت استرداد اموال وجواهرات آغامحمدخان كه بعداز قتل وي درقلعه شوشا بدست محمدقلي خان افشار و صادق خان شقاقي افتاده بود روانه آذربايجان نمود. وي به تبريز آمده و درآن شهر با جعفرقلي خان ديداركرده حكم سرداري كل آذربايجان را به همراه پانصداشرفي طلا ازطرف شاه بوي داده و درخواست نمود جهت استردادجواهرات شاه مقتول با حكومت مركزي همكاري نمايد. جعفرقلي خان كيسه اشرفي را بطرف وي پرتاب كرده و مجلس را ترك مي نمايد. چند روز بعد در جلسه اي كه در اين مورد دوباره تشكيل شد عليمحمدخان سردار، زبان به تملق گشوده و وعده داد كه قرب و منزلت شما نسبت به دربار مورد توجه است و با اين همكاري مشمول الطاف شاهانه خواهيد بود. جعفرقلي خان حكم سرداري آذربايجان را گرفته و كيسه اشرفي را به يمن تبرك به ظاهر قبول نمود ولي در خفا روابط دوستانه خودرا با محمدقلي خان افشار حفظ كرد.
در سال 1213 هجري صادق خان شقاقي بعد از شورش خود با اظهار ندامت و تحويل جواهرات سلطنتي كه بعد از مرگ آغامحمدخان در اختيار داشت به حكم فتحعلي شاه حكومت سراب و گرمرود تعيين شد. جعفر قلي خان نيز با حكم حكومت تبريز و خوي از اردوي شاهي جدا شده از راه مراغه به تبريز آمد.صادق خان به سبب عداوتي كه با جعفرقلي خان داشت با وي بناي مخالفت گذاشت . وي نيز سپاهي فراهم نموده به سراب حمله نموده آن شهر را تخريب كرد.صادق خان توان مقابله را نداشت لذا به سمت مغان متواري و از آنجا به شيروان رفت و مدت مديدي در آن نواحي سرگردان بود.نهايتا با ابراز ندامت و عذر خواهي وي ، جعفرقلي خان به او اجازه داد مجددا" به سراب برگردد.
بعد از پذيرائي معروف حسينقلي خان ازفتحعلي شاه در داغ باغي خوي بسال 1213 ،وي با خبر شورش حسينقلي خان برادر خود در شيراز با عجله راهي تهران شد. بدنبال آن سليمان خان سردار هم كه مامور توقف در خوي بود بسوي تهران براه افتاد . جعفرقلي خان از اين موقعيت استفاده كرده با پنجهزار سپاهي به خوي حمله و قلعه را محاصره كرد. حسينقلي خان در قلعه خوي محصور شد و اميراصلان خان و محمودخان و ابراهيم خليل بيگ را مامور دروازه ها كرده از حكمرانان ارومي،قراباغ ،تبريز،ايروان و نخجوان كمك خواست . حاكم اروميه سپاهي فرستاد كه در جنگ با جعفرقلي خان شكست خورد . از طرف ديگر محمدحسن خان جوانشير و عباسقلي خان كنگرلو به كمك حسينخان آمدند ولي آن دو نيز شكست خورده به قلعه خوي پناه بردند. سپاه محمدخان قاجار نيز در كنار رود ارس از جعفرقلي خان شكست خورده فرار كرد . ميرزا محمدخان قياقلو با سواران شقاقي تازه به خوي رسيده بودند كه جعفرقلي خان بازگشت . بيرون رفتن آن سپاه از قلعه مصادف بود با شكست خوردن بلافاصله از جعفر قلي خان .نهايتا حسينقلي خان شرح اتفاقات را به فتحعلي شاه اعلام و خواستار اعزام نيرو هاي ركابي شد وي نيز ابراهيم خان قاجار دولو را مامورنمود با پنجهراز سپاهي به آذربايجان رفته و با كمك نيروهاي محلي به ياري حسينقلي خان شتابد. وي به اتفاق احمدخان مراغه اي از را طسوج عازم خوي شدند . در بين راه، جعفرقلي خان به آنان حمله نموده شكست سختي به آنها داد.نيروهاي قاجار فرار كرده و نيروهاي مراغه اي اسير شده مهمات بدست نيروهاي جعفرقلي خان افتاد.
با شكست نيروهاي كمكي ، بناچار حسينقلي خان مصمم به روياروئي با برادر خود گرديده و در تاريخ 11 رجب 1213 ديگر برادر خود امير اصلان خان را به محافظت قلعه خوي گذاشته و به وي سپرده بود كه در صورت پيروزي جعفرقلي خان قلعه خوي را تسليم وي نمايد و به همراهي سردار قاجار و ميرزا محمد خان قياقلو با نيروهاي خود از شهر خوي خارج شده به قصد جنگ با جعفرقلي خان به سمت روستاي ديزجديز رفت . دو برادر در كنار رود آجي چاي صف آرائي كردند .جعفرقلي خان با سواران خود از آب گذشته حمله كرد و جنگ شديدي در گرفت . نادرميرزا در كتاب خود چنين آورده << حسين خان از قلب بجنبيد و بر تيپ برادر زد . با تن خويش رزم كرد. سردار قاجار دو نوبت دست او بوسه داد و از رزم يكسو كشيد . نپذيرفت . گفت : من از جعفرقلي روي برنتابم . اگر من خود رزم نزنم سواران دنبلي را ياراي ديدار او نيست . به انجام جعفرقلي خان هريمت شد.>> نهايتا جعفرقلي خان شكست خورد . دو ماه بعد از اين واقعه حسينقلي خان درگذشت.
بعداز فوت حسينقلي خان ،بزرگان خوي و سران دنبلي جعفرقلي خان را به شهر فراخواندند و وي را با احترام وارد شهر نموده بجاي برادر نشاندند . جعفر قلي خان بعد از اين ماجرا نامه اي به فتحعلي شاه نوشته و اظهار دولت خواهي كرد .فتحعلي شاه نيز او را به حكومت خوي منسوب كرده و فرمان داد براي استماع دستورهاي شاه به حضور او بشتابد و احمدخان پسر بزرگش را برسم گروگان به تهران بفرستد. جعفرقلي خان پسرش احمدخان را به همراهي آقاابراهيم كه از مجتهدين طراز اول زمان خود بود به حضور فتحعلي شاه فرستاد و خود از رفتن به حضور شاه عذر خواست . شاه از قرائن موجود دانست چنين برداشت نمود كه جعفر قلي خان مترصد فرصت است تا فتنه برانگيزد. فتحعلي شاه كه مصمم بود به هر طريقي جعفرقلي خان را سركوب كند عباس ميرزا را با دوازده هزار سپاهي به اتابكي سليمان خان قاجار قوانلو اعتضادالسلطنه امير الامرا به آذربايجان فرستاد و دستور داد اگر جعفرقلي خان از آمدن به حضور نايب السلطنه امتناع كرد او را از شهر و قلعه خوي بيرون كرده محمودخان دنبلي را بحكومت شهر بگمارد
جعفرقلي خان با ساير امراي آذربايجان از جمله محمدقلي خان افشار حاكم ارومي، صادق خان شقاقي حاكم سراب و ابراهيم خليل خان جوانشير حاكم قره باغ در مخالفت با فتحعلي شاه متحد بودند. اين اتحاد آغاز مخالفت سرداران آذربايجان با فتحعلي شاه بودكه به جنگهاي متعدد با سپاهيان قاجارمنجر گرديد و سالها بطول انجاميد. درجريان اين نبردها صادق خان بدون اطلاع اردوي آذربايجان را ترك نموده به دربار شاه پناهنده شد .فتحعلي شاه در ظاهر وي را بخشيده و حكومت سراب و گرمرود و قره داغ را بنام وي صادر كرد تا برادران وي از طرف ايشان در آن مناطق حكومت نمايند جعفرقلي خان نگران آن بود كه مبادا برادران صادق خان، ساروخان-جعفرخان-عطاخان ومحمدعلي سلطان موجب فتنه اي گردند لذا براي خنثي نمودن نقشه آنها به سراب حمله نمود . ساروخان برادر صادق خان شكست خورده به قراجه داغ گريخت . جعفرقلي خان سپس به گرمرود حمله كرد ساروخان و جعفرخان شقاقي جان سالم بدر برده به سمت مغان متواري شدند ابراهيم خليل خان جوانشير نيز بخاطر اجتناب از دشمني با جعغرقلي خان با وجود قرابت نزديك با شقاقي ها، از فراريان حمايت نكرد . جعفرقلي خان در اين زمان خبر بيماري برادرش حسينقلي خان را دريافت كرد و اين امر موجب شد وي از تعقيب فراريان منصرف شده روانه تبريز گرديد. صادق خان بعداز پيوستن به دربار، چون احساس ميكرد شاه به وي بدگمان است و به نوعي در دربار تحت نظر است و از طرفي ممكن بود بخاطر جواهرات سلطنتي خصوصا" درياي نور كه بعد از قتل آغامحمدخان بدست صادق خان افتاده بود مورد بازجوئي قرار گيرد يعد از اقامت يكماهه در دربار فرار نموده به آذربايجان برگشته برادران خود را كه فراري بودند فراخوانده در سراب مستقر گرديد و محمدقلي خان افشار راجهت جلب نظر جعفرقلي خان واسطه قرارداد.وي نيز نامه اي بسيار صميمانه به خان دنبلي نوشته سوء تفاهمات موجود را برطرف نمود.
در ربيع الآخر سال 1214 عباس ميرزا وارد تبريز شد و در يام نشيمن كرده جعفرقلي خان را به حضور طلبيد اما جعفرقلي خان بدليل اينكه احتمال ميداد توطئه اي در كار باشد از آمدن خودداري كرده و فرستاده عباس ميرزا را بطرز موهوني راه انداخت. عباس ميرزا با اردوي خوداز راه مرند و ديلمان بسوي خوي حركت كرد . جعفرقلي خان برادر خود كاظم بيگ و رستم سلطان يكاني را با دو هزار جزايرچي مامور حفظ قلعه خوي كرده خانواده خود را به روستاي چاوشقلي فرستاد و اموال نفيس خود را با ابدال آقاي كرد كه مرد بسيار دليري بود به قلعه هودر (نزديكي سلماس) فرستاد و خود سريعا" به قشون گيري نموده از ايروان تا قارص سرباز گرد آورد و قورخانه مجهزي نيز براي جنگ آماده نمود. شمار سپاه جعفر قلي خان را پانزده هزار نوشته اند ولي به احتمال زياد اغراق بوده وتعداد سپاهيان او بسيار كمتر از اين بوده است زيرا وي درآن فرصت كم امكان تهيه چنين سپاهي را نداشته است . و با در نظر گرفتن تهور و شجاعت ذاتي و توان فرماندهي جعفرقلي خان ميتوان گفت اگر نيروهاي وي پانزده هزار تن مي بودند به احتمال زياد شكست نمي خورد .طايفه حيدرانلو نيز كه از متحدان جعفر قلي خان بودند به وي ملحق شدند. خان دنبلي جهت حفظ سلماس ، دشت سلماس را به آب بست و مانع طبيعي بر سر راه سپاه قاجار بوجود آورد با اين كار عملا" راه حمله دشمن به شهر سلماس را بست و تنها راه براي نفوذ ،پيشروي از غرب بود كه با وجود كوهستان و استحكام قلعه هودر و استقرار سپاهيان دنبلي كار آساني نبود و لازمه دسترسي به استحكامات قلعه عبور از راه سلماس - مغانجوق بود . عباس ميرزا به سپاه خود آرايش جنگي داده ميمنه قشون به نظام الدوله و ميسره به سليمان خان قاجار همچنين قلب سپاه نيز به ابراهيم خان قاجار و جناح به احمدخان مقدم مراغه اي سپرده خود فرماندهي كل سپاه را بر عهده داشت . سپاه قاجار بعد از عبور از باريكه مغانجوق با حمله شديد جعفرقلي خان از طرف قلعه هودر مواجه شده بطوريكه تنها ساعاتي پس از حمله جعفرقلي خان ،سپاه قاجار آرايش و نظم خود را از دست داده و آثار شكست در قشون قاجار نمايان شد لذا به سمت سلماس عقب نشيني كردند.و در اين عقب نشيني بدليل باتلاقي كه جعفرقلي خان ايجاد كرده بودسپاه قاجار تلفات زيادي متحمل گرديدولي عباس ميرزا توانست با انسجام مجدد سپاه خود حلمه كند و با استفاده از كثرت سپاه خود نسبت به سپاه جعفرقلي خان پيروز گردد.
کلیه پست های این وبلاگ از تاریخ 10 اردیبهشت1391 مطالب چاپ شده در دوهفته نامه دارالصفا بوده و پست های قبل از این تاریخ، مربوط به هفته نامه اورین خوی می باشد.