كلبه خيال
آبستره خيال
اسماعيل لطفي
در طبيعت بود كه گم شد!
پلك هاي گريزان،
در مسير تموج زردهاي افتاده،
برگ... سكون...
سرخ جامه اي كه به آبستره خيال نزديك مي شد...
در طبيعت بود كه گم شد!
در آغاز بلندي، در سيلان،
ذهن حرير تابستان، سايه به سايه مرد
در طهارت يك سنگ،
اذان مي گفت...
چندمين سده تاريكي زمين بود
كه به تو هم ايمان رسيد...؟
* * *
آتش نماز بر بلنداي كدام تپه،
ـ حضورش را بوسه خواهد زد ـ
دستي كه به حرير آتش مي نشست مدام؟!
و مرد همچنان ميرفت...
و مرد همچنان ميرفت...
* * *
هنوز چراغي براي انسان روشن نبود
هنوز هيچ مرثيه اي براي فرزندي نخوانده بود...
زمين به روح تنش لبخند مي زد
در طبيعت بود كه گم شد!
در طبيعت بود...
سرخ جامه اي كه به آبستره خيال نزديك مي شد...
* * *
واژگونه به صداي درخت پيچيد،
در روح باد در فلسفه آب جاري شد؛
ـ (من به سرانجام مي انديشم
رسيده به ابتدا،
من به سرانجام مي انديشم)
ـ آلوده به برگي سبز... ـ
در طبيعت بود كه گم شد!
و مرد همچنان ميرفت
و مرد همچنان...
در سيلان بود كه مي خواند
(مرثيه اي كه هرگز نسروده بود)
»در سيلان بود كه سر درگم مغزش را«
به تو پيوند مي زد
درخت در لابه لاي پلك او مي مرد
و مرد پيش ميرفت...
و مرد همچنان پيش ميرفت...!
* * *
در سوسو تركهاي زمان به زمزمه مي خواند بر آغاز بلندي
بر التهاب پير تپه و انگار،
به تهي آسمان مي سپرد پنده عمقش را...
ـ(آسمان به انعطاف پرنده محكوم است
پرنده به انعطاف پرواز محكوم
و من:
به چار ميخ كوهستان...)ـ
به تهي آسمان سپرد پرنده عمقش را...
به مفهوم سنگ... به ابتدا كه رسيد
روح مادرش در تسبيح بودا جاري بود
و خداي محض،
به ژرفاي نگاهش دستي از بودن مي كشيد
ـ انسان سرخ... سياه
انسان سپيد...
انسان زنگوله به چشم،
مرد به حريم زمين زخمه مي زد،
پيچ در پيچ تمامش
طرحي از نرفتن را به انتظار مانده بود
و تنش تب آلود...
شنهاي تنش در بلنداي سيلان
پوسيده مي شد در سرگيجه باد
اما مرد،
اما پرنده،
به نطفگي خويش مديون،
به فرجام داس پدر
به بطن زني خشكيده و ترك خورده،
به زني مديون كه قرنها لابه لاي مزرعه ها
مدفون بود،
اما پرنده... اما مرد
در سيلان بود كه مي خواند:
(مرثيه اي كه هرگز نسروده بودم)
آبستره خيال خالي...
درخت...
باد...
برگ...
سكون...
در طبيعت بود كه گم شد!
در طبيعت بود كه گم شد...!
کلیه پست های این وبلاگ از تاریخ 10 اردیبهشت1391 مطالب چاپ شده در دوهفته نامه دارالصفا بوده و پست های قبل از این تاریخ، مربوط به هفته نامه اورین خوی می باشد.