X
تبلیغات
//--> دوهفته نامه دارالصفا - شهريار و موسيقي


دوهفته نامه دارالصفا

اين وبلاگ حاوي اخبار و مطالب متنوع در خصوص شهرستان خوي و آذربايجان غربي مي باشد

شهريار و موسيقي (10)

حبيب حسن‌نژاد ، كارشناس‌ارشد زبان و ادبيات فارسي

تصنيف "

در لغت به معني صنف كردن و دسته دسته كردن و نيز فراهم آوردن كتاب يا رساله و شعر گفتن است و همچنين به معني اثري ادبي يا هنري كه به ابتكار ساخته و پرداخته شده باشد. امّا در اصطلاح، تصنيف به شعري اطلاق مي شود كه همراه با موسيقي خوانده مي شود و گاه وزن عروضي دارد و كم وبيش قافيه نيز در آن به كار رفته است (سرواد).

اصطلاح تصنيف از قرن دهم به بعد، به اين معني به كار رفته است. پيش از ان كلمة قول يا غزل را معادل تصنيف به كار برده اند. در قرن هفتم و هشتم، اصطلاح تصنيفِ قول و تصنيفِ صوت به معني آهنگ سازي معمول بوده و بعدها كلمة تصنيف به تنهايي به همان معني آهنگ سازي به كار رفته است و تدريجاً اين كلمه به معني شعر و غزلي كه متناسب و همراه با موسيقي ساخته شده باشد، مصطلح شده است. بعضي از محقّقان عقيده دارند كه غزل از اوايل پيدايش شعر فارسي دري تا اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم همواره همراه با موسيقي خوانده مي شده است.

به غير از قطعه هاي ضربي و تصنيف چيزي نيست/ ملودي هاي حسّاسي كه گاهي شاهكارانند      465/3

تصنيف موسيقي است و يا دستگاه شور؟  /  شعر، اين قصيده هاست و يا مستزادها؟ 1130/2

ضرب در دست و سرايندة تصنيف (حسين ) / باطل السّحر نواهاي (ملوك) و( قمر) است    710/1

تصنيف‌ها داراي مضامين عاشقانه و حماسي " اجتماعي ـ تاريخي  زمان خود بودند. از تصنيف سازان معاصر بيژن ترقّي را مي توان نام برد.

تغنّي

سراييدن و سرود گفتن (منتهي الأرب) از ريشة غنا در باب تفعُّل. در فرهنگ معين آمده: " سرود گفتن، سراييدن، شعر را به آواز خواندن، آوازه خواني.  جمع آن تغنيّات است." در موسيقي عرب در معني آواز و ترنّم به صوت به كار رفته است.

»" حسّان بن ثابت گويد:

تغن في كلّ شعر انت قائله / ان الغناء لهذا الشعر مضمار

يعني چون خواهي شعري بگويي، بدان تغنّي و ترنّم كن

اصولاً شعر براي اين به وجود آمده كه با آن تغنّي شود. از اين نظر در زبان هاي يوناني و لاتين مي گويند:  شعر تغنّي كرد  و نمي گويند نظم كرد. عرب نيز مي گويد: انشد شعراً يعني شعري تغنّي كرد و سرود . در فارسي هم شعر سرودن اصطلاح است . اعشي، شاعر نابيناي عرب را نيز صناجه العرب مي گفتند زيرا كه شعر مي سرود و خود تغنّي مي كرد و مي بينيم كه شعرا در دورة اسلامي كساني را استخدام مي‌كردند كه شعرهاشان را در دربار شاهان و خلفا با آواز بخوانند ... در زبان انگليسي نيز كلمة bard  bardبه معني شاعر مُتغنّي است يعني كسي كه مي گويد و تغنّي مي كند و معمولاً يكي از آلات موسيقي را نيز به همراه دارد و آن را به همراه شعر خود مي نوازد.

در شأن تغنّي وارد شده: قال رسول الله (ص): ما اذان الله النبي ماذان يتغنّي بالقرآن .  و قال رسول الله (ص ): ليس منّا من لم يتغن بالقرآن متفق عليه و قال: زينوا القرآن بأصواتكم فإن الصّوت الحسن يزد القرآن حسنا.

شهريار گويد:

در تنگناي زندان دل بستم از تغنّي/ ما صاحت العنادل اذ صارت الأساري 874/2

جامي دگر بپيما و اسرار عشق بشنو / كز مطربان تغنّي وز ساقيان سقايت    886/2

تمبك

(تنبك، تنبوك، تنبيك، خنبك ، دنبك)

سازي است كوبه اي كه امروز به آن ضرب(zarbzarb) گويند. گرچه در قديم ضرب كمتر به معناي ساز معهود به كار مي رفته است. تمبك استوانه اي است از جنس چوب يا حلبي يا گِل پخته (سفال) كه يك سويش را پوست كشيده‌اند و سوي ديگرش باز است. قسمتي از بدنه باريك تر ساخته شده تا در بغل نوازنده بنشيند. اين ساز تنها سازي كوبه‌اي است كه نوازنده هنگام نواختن امكان استفادة كامل از تمام انگشتان دو دست خود را دارد. تمبك از قسمت هاي پوست، دهانة بزرگ، دهانة كوچك (كاليبر)، تنه، نفير (گلو) تشكيل شده است.

اگر به ساز و نواي فرشتگان گوشي / لگد به تنبك دجّال دُنيي دون باش  1190/2

لگد زدن = كنايه از بي اعتنايي كردن .

خنبك به معني دف كوچك كه دو چنبر آن رويين و يا از برنج باشد هم آمده است (فرهنگ ناظم الأطباء سعيد نفيسي).
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت توسط رضا حسن زاده| |

Design By : Night Melody